جهانی که جمعی تولید می‌کند اما نابرابر تصمیم می‌گیرد

Englishبازگشت به صفحهٔ اصلیمقالات و تحلیل‌ها
تصویر مفهومی اعتراضات اجتماعی، تولید جمعی و تمرکز ثروت
تصویر مفهومی ساخته‌شده با هوش مصنوعی؛ بازنمایی یک رویداد مشخص نیست.

اعتراضات اجتماعی، مالکیت خصوصی و بحران جامعهٔ سرمایه‌داری

حمید اخوی

۲۲ اکتبر ۲۰۲۶

در جوامع گوناگون، مردم به دلیل نارضایتی‌های فوری و متفاوتی به خیابان می‌آیند: مستمری ناکافی، هزینهٔ سنگین رفت‌وآمد، تهدید درآمد کشاورزی، محرومیت از استخدام دولتی، فساد، خشونت پلیس یا سلب آزادی زنان. نمی‌توان خواسته‌های آنان را به یک شعار فروکاست. بااین‌حال، تحلیلی که هر رویارویی را آشوبی جداگانه تلقی کند، پرسشی بنیادی‌تر را نادیده می‌گیرد: چرا جامعه‌ای با توان تولیدیِ رو به گسترش، بارها از تأمین امنیت، کرامت و امکان اثرگذاری واقعی برای مردمی بازمی‌ماند که همکاری آنان تولید را ممکن می‌کند؟

استدلال این مقاله آن است که بسیاری از این تعارض‌ها را می‌توان از دریچهٔ تضاد میان تولید اجتماعی و تصاحب خصوصی بهتر فهمید. ثروت به کار جمعی، دانش انباشته، زیرساخت‌های عمومی و شبکه‌های همکاریِ هرچه جهانی‌تر وابسته است. اما تصمیم‌گیری دربارهٔ سرمایه‌گذاری، اشتغال، زمین، فناوری و مازاد حاصل از تولید، همچنان در دست صاحبان سرمایه و نهادهایی متمرکز می‌ماند که از نظارت مردم فاصله دارند. در نتیجه، کسانی که جامعه را سرپا نگه می‌دارند، ممکن است از تعیین اولویت‌های آن کنار گذاشته شوند.

در موج جاریِ اکتبر ۲۰۲۶، اروپا یکی از کانون‌های برجستهٔ اعتراضات است. ازاین‌رو، بررسی کشورها از فرانسه، اسپانیا، یونان، ایتالیا، آلبانی، بلژیک، پرتغال و صربستان آغاز می‌شود و سپس به آسیا و آمریکای جنوبی می‌رسد. پیوند این مناطق در پرسش مشترکِ معیشت، مالکیت و اختیار مردم بر آیندهٔ اجتماعی است. [۲۰ تا ۲۷]

این دیدگاه، چارچوب اصلی مقاله را تشکیل می‌دهد و با کتاب «نظم اجتماعی نوین در عصر آگاهی» و بحث‌های وب‌سایت دربارهٔ تولید و برنامه‌ریزی دموکراتیک همسو است. این چارچوب، تفسیری از شواهد است و به این معنا نیست که همهٔ معترضان برنامه‌ای سوسیالیستی دارند. نمونه‌های تاریخ‌دارِ زیر، سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۶ را در بر می‌گیرند؛ این‌ها نمونه‌هایی برای مقایسه‌اند و به معنای وقوع خیزش‌های هم‌زمان در همهٔ این کشورها در هفتهٔ جاری نیستند. [۱ تا ۳]

۱. تولید اجتماعی و مالکیت خصوصی چه تضادی دارند؟

هیچ کارخانه، بیمارستان، دانشگاه، شبکهٔ کشاورزی یا سکوی دیجیتالِ مدرنی تنها با فعالیت فردی منزوی کار نمی‌کند. تولید به کارگران، تأمین‌کنندگان، کار مراقبتی، آموزش، حمل‌ونقل، پژوهش علمی و دانش اجتماعیِ به‌ارث‌رسیده وابسته است. حتی معامله‌ای که ظاهراً فردی به نظر می‌رسد، بر نهادها و منابعی تکیه دارد که نسل‌های متعدد ساخته‌اند.

مالکیت خصوصیِ دارایی‌های تولیدی به اشخاص یا شرکت‌های معینی حقِ قابل‌اجرای قانونی می‌دهد تا این فرایندهای به‌هم‌پیوسته را هدایت کنند و عواید آن‌ها را مطالبه کنند. بحث بر سر مالکیت و کنترل منابع تولیدی است و نباید آن را با داشتن وسایل شخصی یکی دانست. همچنین باید میان تولیدکنندهٔ کوچکی که همراه اعضای خانواده کار می‌کند و شرکتی که زیرساخت‌های حیاتی و معیشت هزاران نفر را در اختیار دارد، تمایز گذاشت.

این تضاد زمانی جلوه‌ای سیاسی پیدا می‌کند که الزامات سودآوری با نیازهای اجتماعی برخورد کنند. سرمایه‌گذاریِ سودآور در مسکن ممکن است اجاره‌ها را از توان پرداخت کارگران فراتر ببرد. شرکتی می‌تواند با اخراج کارکنان، تراز مالی خود را بهبود دهد و هم‌زمان ناامنی جامعهٔ پیرامون را افزایش دهد. پژوهشگرانی که با آموزش عمومی پرورش یافته‌اند، ممکن است در ایجاد فناوری‌ای نقش داشته باشند که منافعش پشت حقوق خصوصیِ مالکیت فکری و پرداخت حق اشتراک محصور شود.

مالکیت، همهٔ نتایج را به‌صورت مکانیکی تعیین نمی‌کند. اتحادیه‌ها، مالیات، خدمات عمومی، مقررات‌گذاری و مبارزات دموکراتیک می‌توانند توزیع قدرت و درآمد را تغییر دهند. بااین‌حال، این مبارزات در چارچوب نظمی رخ می‌دهند که در آن، سرمایه‌گذاری همچنان به‌شدت تحت تأثیر بازده خصوصیِ مورد انتظار است. مردم ناچار می‌شوند بارها از شرایط زندگی خود در برابر تصمیم‌هایی دفاع کنند که دربارهٔ منابع گرفته می‌شود؛ منابعی که خود در تولیدشان سهم دارند، اما کنترل مؤثری بر آن‌ها ندارند.

۲. تضادهای سرمایه‌داری چگونه به بحران زندگی روزمره تبدیل می‌شوند؟

رابطهٔ مزدی تنشی تکرارشونده در خود دارد. بنگاه، دستمزد را هزینه‌ای می‌بیند که باید مهار شود؛ جامعه در عین حال به دستمزد به‌عنوان قدرت خرید وابسته است. اگر بسیاری از کارفرمایان، هم‌زمان با گسترش ظرفیت تولید، پرداخت مزد را محدود کنند، فروش محصولات می‌تواند با مشکل روبه‌رو شود. بدهکارشدن خانوارها، بازارهای صادراتی یا هزینه‌کرد عمومی ممکن است این شکاف را جبران کنند، اما هرکدام محدودیت‌ها و وابستگی‌های خود را پدید می‌آورند. این یکی از مسیرهای پیدایش بحران است، نه توضیحی کامل برای هر رکود.

سرمایه‌گذاری نیز پراکنده و ازهم‌گسیخته است. هر بنگاه، تقاضای سودآور را پیش‌بینی می‌کند، اما هیچ تصمیم خصوصیِ منفردی تضمین نمی‌کند که مجموع سرمایه‌گذاری‌ها با نیازهای جامعه مطابقت داشته باشد. ظرفیت مازاد در یک بخش می‌تواند هم‌زمان با کمبود مسکنِ قابل‌پرداخت، خدمات مراقبتی یا داروهای ضروری وجود داشته باشد. اضافه‌تولید در این معنا، تولیدی فراتر از امکان فروش سودآور در شرایط موجود است؛ به این معنا نیست که نیازهای انسانی برآورده شده‌اند.

کالایی‌شدن نیازهای ضروری این تنش‌ها را تشدید می‌کند. دسترسی به مسکن، آموزش، حمل‌ونقل و درمان ممکن است به درآمد و بدهی وابسته شود، نه به نیاز. کارگر در محیط کار به رفاه جمعی کمک می‌کند و سپس با اجاره، بهره، انواع هزینه‌ها و قبض خدمات روبه‌رو می‌شود که دستمزد او را می‌بلعند. تعارض بر سر توزیع، از محیط کار فراتر می‌رود و به بازتولید زندگی روزمره کشیده می‌شود.

بدهی لایهٔ دیگری به این مسئله می‌افزاید. هنگامی که دولت‌ها پرداخت اصل و بهرهٔ بدهی یا اهداف مالی را در اولویت می‌گذارند، اختلاف بر سر این شکل می‌گیرد که چه کسی هزینهٔ تعدیل را می‌پردازد. محدودیت‌های تأمین مالی واقعی‌اند، اما چگونگی تقسیم اجتماعیِ هزینهٔ آن‌ها مستلزم انتخاب است: کدام مالیات‌ها افزایش یابند، کدام مزایا کاهش پیدا کنند، کدام طلبکاران یا صاحبان دارایی زیان را بپذیرند و کدام خدمات حمایت شوند. ریاضت اقتصادی می‌تواند محاسبه‌ای حسابداری را به رویارویی بر سر ارزشی تبدیل کند که برای زندگی انسان قائل می‌شویم.

این سازوکارها فروپاشی قریب‌الوقوع سرمایه‌داری را اثبات نمی‌کنند. آن‌ها توضیح می‌دهند که چرا رشد و پیشرفت فناوری می‌تواند با ناامنی همراه شود و چرا بحران‌های تکرارشونده می‌توانند در دل اقتصادی رو به گسترش پدید آیند. مسئلهٔ سیاسی این است که آیا توان فزایندهٔ جامعه به منبعی مشترک بدل می‌شود یا به ابزاری برای تمرکز ثروت و فرمانروایی.

۳. چرا مردم بسیج می‌شوند و چرا نارضایتی به سازمان‌یابی نیاز دارد؟

دشواری مادی به‌خودی‌خود کنش جمعی به وجود نمی‌آورد. کارگران ممکن است از اخراج بترسند؛ شاغلان بی‌ثبات ممکن است وقت کافی نداشته باشند؛ شهروندان ممکن است به رهبران مخالف اعتماد نکنند. نارضایتی زمانی به جنبش بدل می‌شود که مردم به برداشتی مشترک، شبکه‌های عملیِ همکاری و درجه‌ای از باور به امکان تغییر شرایط از راه اقدام جمعی دست یابند.

دانشجویان، اتحادیه‌ها، تشکل‌های کشاورزان، گروه‌های زنان، انجمن‌های محلی، سازمان‌های مردمان بومی و شبکه‌های غیررسمیِ یاری متقابل می‌توانند تجربه‌هایی را به هم پیوند دهند که پیش‌تر شخصی به نظر می‌رسیدند. بازنشسته درمی‌یابد که درآمد ناکافی حاصل تصمیمی عمومی است. دانشجو، محرومیت از اشتغال را به رابطه‌سالاری پیوند می‌دهد. پیکِ شاغل در خدمات ارسال کالا درمی‌یابد که بی‌ثباتی شغلی او و مزایای ویژهٔ سیاستمداران، هر دو به بحث بر سر اولویت‌های اجتماعی مربوط‌اند.

ارتباطات دیجیتال می‌تواند این روند را شتاب دهد، اما ارتباط معادل سازمان‌یابی نیست. تصویری فراگیر می‌تواند جمعیتی را گرد آورد، بی‌آنکه رهبری پاسخ‌گو، اختیار روشن برای مذاکره یا نهادهایی قادر به اجرای تغییر ایجاد کند. جنبش‌های پایدار به شیوه‌هایی برای گفت‌وگو، حل اختلاف، حمایت از اقلیت‌ها و پاسخ‌گو نگه‌داشتن نمایندگان خود نیاز دارند.

سرکوب ممکن است مشارکت را کاهش دهد، مقاومت گسترده‌تری برانگیزد یا جنبش را چندپاره کند. نتیجه به نهادها، سازمان‌یابی و شرایط بستگی دارد. باید میان تجمع مسالمت‌آمیز، نافرمانی مدنی، شورش خشونت‌آمیز و حمله با هدف براندازی نهادهای دموکراتیک تفاوت گذاشت. خشونت برخی شرکت‌کنندگان، حقوق دیگران را از میان نمی‌برد؛ مخالفت با دولت نیز به‌خودی‌خود هدفی رهایی‌بخش را ثابت نمی‌کند.

۴. اروپا نخستین کانون بررسی موج کنونی اعتراضات

در اکتبر ۲۰۲۶، گسترش اعتراضات در چندین کشور اروپایی، از مدرسه و دانشگاه تا محیط کار و میدان‌های شهری، این قاره را به یکی از کانون‌های برجستهٔ نارضایتی اجتماعی تبدیل کرده است. گزارش‌های تازه از هم‌زمانیِ مبارزه بر سر هزینهٔ زندگی، مسکن و خدمات عمومی حکایت دارند. به همین دلیل، بررسی منطقه‌ای این مقاله از اروپا آغاز می‌شود و سپس به آسیا و آمریکای جنوبی می‌رسد. [۲۰]

«مرکز ثقل» در اینجا توصیفی از برجستگی و پیوندهای موج جاری اروپاست. تعیین اینکه اروپا در مقایسه با تمام جهان بیشترین شمار اعتراض یا شرکت‌کننده را دارد، به داده‌های مقایسه‌ای هم‌زمان نیاز دارد. همچنین نمی‌توان اعتراضات امروز اروپا را با نمونه‌های تاریخی کشورهای دیگر در یک سطح زمانی قرار داد. آنچه اینجا اهمیت دارد، بررسی سازوکارهایی است که در دوره‌ها و شرایط متفاوت، ناامنی را به کنش جمعی تبدیل می‌کنند.

فرانسه و گذار از اعتراض آموزشی به پرسش دربارهٔ اولویت‌های جامعه

اعتراضات دانش‌آموزی و دانشجویی فرانسه در اکتبر با خواست تأمین امکانات آموزشی و بهبود شرایط تحصیل همراه بود. کنفدراسیون عمومی کار فرانسه در بیانیهٔ ۱۳ اکتبر، از پیوند این بسیج با مطالبات افزایش مزد و مستمری، مقابله با گرانی و دفاع از خدمات عمومی حمایت کرد. این منبع، موضع و ارزیابی یک تشکلِ حاضر در جنبش است. [۲۱]

از منظر اقتصاد سیاسی، مدرسه فقط محلی برای مصرف بودجه نیست؛ بخشی از زیرساخت اجتماعیِ تولید دانش، مهارت و توان همکاری است. جامعه برای پرورش نیروی انسانی و گسترش ظرفیت تولیدی هزینه می‌کند، اما اگر دسترسی به آموزش باکیفیت به درآمد خانوار و محل زندگی وابسته شود، دستاورد جمعی به‌طور نابرابر بازتولید خواهد شد. اعتراض آموزشی در چنین بستری به پرسش دربارهٔ اولویتِ هزینه‌کرد ثروت اجتماعی تبدیل می‌شود.

در چارچوب کتاب، پاسخ باید نقش مؤثر معلمان، کارکنان، دانش‌آموزان، دانشجویان و خانواده‌ها را در تصمیم‌های آموزشی در بر بگیرد. شوراهای دارای اختیار می‌توانند نیازها را مشخص کنند، تخصیص منابع را زیر نظر بگیرند و اجرای تعهدات را پیگیری کنند. تأمین بودجه و دموکراتیک‌کردن ادارهٔ خدمات، دو وجه مرتبط این پاسخ‌اند.

اسپانیا و تقابل مسکن به‌عنوان حق با مسکن به‌عنوان دارایی سودآور

گزارش‌های اکتبر از تداوم تحصن مسکن در میدان پوئرتا دل سول مادرید و اعتراضات مشابه در شهرهای دیگر، از جمله بارسلون، خبر می‌دهند. هم‌زمان، معلمان مادرید برای بهبود دستمزد و شرایط کار دست به اعتصاب زدند. این دو عرصه، فشار هزینهٔ زندگی و وضعیت خدمات عمومی را کنار یکدیگر قرار داده‌اند. [۲۰، ۲۲]

اسپانیا نمونه‌ای روشن برای فهم تضاد تولید اجتماعی و مالکیت خصوصی در عرصهٔ مسکن است. ارزش یک محله فقط حاصل سرمایه‌گذاری صاحب یک ساختمان نیست؛ حمل‌ونقل عمومی، مدرسه، درمانگاه، کار ساکنان و زندگی فرهنگیِ جمعی نیز آن را شکل می‌دهند. بااین‌حال، افزایش این ارزش می‌تواند از مسیر اجاره و قیمت زمین به درآمد خصوصی تبدیل شود و همان مردمی را که در ساختن محله نقش داشته‌اند، از سکونت در آن محروم کند.

درآمد حاصل از گردشگری نیز باید با هزینهٔ اجتماعیِ استفاده از زمین و تغییر کاربری مسکن سنجیده شود. این استدلال تحلیلی است و سهم دقیق اجارهٔ کوتاه‌مدت، کمبود عرضه، اعتبار و سرمایه‌گذاری را باید در هر شهر جداگانه بررسی کرد. برنامهٔ دموکراتیک مسکن می‌تواند ساخت و نگهداری مسکن عمومی، حمایت از مستأجران و نظارت محلی بر کاربری زمین را به هم پیوند دهد. هدف، تضمین دسترسی واقعی به سکونت است، همراه با تأمین منابع و ظرفیت لازم برای آن.

یونان و پیوند هزینهٔ تحصیل با هزینهٔ زنده‌ماندن

در ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶، هزاران دانشجو و معلم در آتن برای مسکن دانشجوییِ قابل‌پرداخت و سرمایه‌گذاری بیشتر در آموزش راهپیمایی کردند. تجمع‌هایی در تسالونیکی و پاتراس نیز برگزار شد و معلمان دست به اعتصاب زدند. [۲۳]

این نمونه نشان می‌دهد که حق تحصیل را نمی‌توان به ثبت‌نام در یک مؤسسه محدود کرد. اگر مسکن، غذا و رفت‌وآمد خارج از توان مالی باشند، دسترسی رسمی به دانشگاه به فرصت واقعی تبدیل نمی‌شود. خانواده‌ها و کارکنان آموزشی نیز از همان هزینه‌هایی آسیب می‌بینند که دانشجویان را زیر فشار می‌گذارد؛ از این مسیر، مطالبهٔ آموزشی می‌تواند به مبارزه‌ای گسترده‌تر بر سر بازتولید زندگی اجتماعی پیوند بخورد.

از منظر برنامه‌ریزی دموکراتیک، بودجهٔ آموزش، خوابگاه و حمل‌ونقل باید در ارتباط با یکدیگر بررسی شوند. مشارکت دانشجویان و کارکنان در تعیین نیازها، همراه با انتشار هزینه‌ها و نظارت بر اجرا، می‌تواند فاصلهٔ میان حق اعلام‌شده و امکان استفاده از آن را کاهش دهد. تحلیل بحران نیز باید تصمیم‌های امروز را بررسی کند و همهٔ مشکلات کنونی را صرفاً به تجربهٔ ریاضت اقتصادی گذشته نسبت ندهد.

ایتالیا و آشکارشدن وابستگی متقابل جامعه در زنجیرهٔ تأمین

رویترز در ۲۱ اکتبر گزارش داد که اعتراض رانندگان کامیون به قیمت سوخت و هزینهٔ زندگی، تحویل کالا در ایتالیا را مختل کرده است. بنا بر گزارش خرده‌فروشان، بخشی از مواد غذایی در کامیون‌ها و انبارها معطل مانده و فاسد می‌شود؛ کشاورزان نیز به اعتراض پیوسته‌اند. [۲۴]

این وضعیت ماهیت اجتماعیِ تولید را ملموس می‌کند. وجود محصول در مزرعه یا انبار به‌تنهایی به معنای دسترسی مردم به غذا نیست. تولید، حمل‌ونقل، انرژی، ذخیره‌سازی و توزیع باید به هم متصل باشند. اگر فشار هزینه در یکی از حلقه‌ها تحمل‌ناپذیر شود، آثار آن به بخش‌های دیگر منتقل می‌شود. مواد غذاییِ فاسدشده در جریان اختلال حمل‌ونقل را نیز نباید خودبه‌خود شاهد اضافه‌تولید دانست؛ در این مورد، مسئلهٔ گزارش‌شده اختلال رساندن محصول به مصرف‌کننده است.

رانندگان مالکِ وسیله، شرکت‌های حمل‌ونقل، کارگران مزدبگیر و کشاورزان جایگاه یکسانی ندارند. برنامه‌ای اجتماعی باید سهم هزینه و قدرت چانه‌زنی هر گروه را روشن کند و هم‌زمان دسترسی مردم به غذا و خدمات ضروری را حفظ کند. حساب‌های شفاف، قراردادهای منصفانه و مشارکت نمایندگان کارکنان و مصرف‌کنندگان می‌تواند هماهنگی را از تصمیم‌های پراکنده و انتقال زنجیره‌ایِ هزینه فراتر ببرد.

آلبانی و اعتراض به شیوهٔ تصاحب منابع مشترک

گزارش آسوشیتدپرس در میانهٔ اکتبر، اعتراضات دانشجویان و دانش‌آموزان در تیرانا را با مطالبهٔ اصلاح آموزش، مخالفت با فساد و اعتراض به پروژهٔ گردشگری لوکس در ساحل جنوبی پیوند می‌دهد. بخشی از تجمع‌ها به درگیری و تخریب کشیده شد. اتهام‌های فساد و مخالفت با پروژه باید به‌عنوان مواضع معترضان از یافتهٔ قضایی تفکیک شوند. [۲۵]

اهمیت طبقاتی این تعارض در پرسش مالکیت و اختیار دربارهٔ سرزمین است. سرمایه‌گذاری گردشگری ممکن است درآمد و شغل ایجاد کند، اما برای سنجش منفعت اجتماعی باید پرسید زمین چگونه واگذار می‌شود، قرارداد چه می‌گوید، جامعه چه هزینه‌ای می‌پردازد و منافع بلندمدت نصیب چه کسانی خواهد شد. صرفِ ورود سرمایه نمی‌تواند جای این ارزیابی را بگیرد.

همچنین نام «سوسیالیست» بر یک حزب، ماهیت اجتماعیِ مالکیت یا دموکراتیک‌بودن تصمیم‌ها را ثابت نمی‌کند. معیار، امکان دسترسی مردم به اطلاعات، مشارکت در تصمیم و پاسخ‌گوکردن مسئولان است. در چارچوب کتاب، منابع طبیعی و زیرساخت‌های عمومی باید زیر نظارتی باشند که جوامع محلی و نهادهای منتخب بتوانند واقعاً اعمال کنند؛ هم‌زمان، اختلاف و اعتراض باید در فضایی با تضمین حقوق و آزادی‌ها امکان‌پذیر باشد.

بلژیک و بروکسل و این پرسش که چه کسی هزینهٔ تعدیل را می‌پردازد

در ۹ اکتبر، اعضای اتحادیه‌ها و دانشجویان در بروکسل علیه کاهش‌های بودجه‌ای راهپیمایی کردند. رویترز به نقل از پلیس، شمار شرکت‌کنندگان راهپیمایی اصلی را حدود ۳۰ هزار نفر گزارش کرد. اتحادیه‌ها با تحمیل بار تعدیل به کارگران، بازنشستگان و خانوارهای کم‌درآمد مخالفت داشتند. بروکسل پایتخت بلژیک است و در این بررسی کشوری جداگانه محسوب نمی‌شود. [۲۶]

این تعارض تفاوت میان ترازکردن حساب دولت و حفظ امکان زندگی مردم را آشکار می‌کند. کسری بودجه و هزینهٔ بدهی واقعی‌اند، اما اینکه پاسخ از مسیر کاهش خدمات، مالیات بر درآمدهای بالا، تغییر معافیت‌ها یا ترکیبی از سیاست‌ها باشد، موضوع انتخاب و مبارزهٔ اجتماعی است. ارائهٔ یک گزینه به‌عنوان تنها ضرورت فنی، این انتخاب را از بحث عمومی دور می‌کند.

آموزش، مراقبت و حمل‌ونقل، بخشی از توان تولیدی و اجتماعی جامعه‌اند. کاهش آن‌ها ممکن است هزینه را از بودجهٔ دولت به وقت و درآمد خانوار منتقل کند. برنامه‌ریزی دموکراتیک باید این هزینه‌های منتقل‌شده را نیز بسنجد و کارکنان و استفاده‌کنندگان خدمات را در تعیین اولویت‌ها دخیل کند. حضور نهادهای اتحادیهٔ اروپا در بروکسل، بُعد فراملی هماهنگی را برجسته می‌کند، اما مسئولیت تصمیم‌های مشخص دولت بلژیک را حذف نمی‌کند.

پرتغال و همگرایی مبارزه برای مزد و مستمری و خدمات

کنفدراسیون اتحادیه‌های کارگری پرتغال در گزارش ۲۱ اکتبر از تظاهرات ۱۷ اکتبر در لیسبون، پورتو و کویمبرا خبر داد. افزایش مزد و مستمری، بهبود خدمات عمومی و مقابله با افزایش هزینهٔ زندگی در مرکز مطالبات اعلام‌شده بود. ارزیابی شمار شرکت‌کنندگان در این منبع، ارزیابی برگزارکننده است. [۲۷]

این پیوند یادآور می‌شود که رفاه را نمی‌توان تنها با مزد اسمی سنجید. افزایش درآمد ممکن است با رشد اجاره و هزینهٔ خدمات خنثی شود. در مقابل، خدمات عمومیِ باکیفیت می‌تواند امکان زندگی را بهبود دهد، حتی وقتی پرداخت نقدی تنها شاخص سنجش نیست. بنابراین مبارزه بر سر سهم کار از ثروت اجتماعی، هم در محیط کار جریان دارد و هم در نحوهٔ تأمین نیازهای ضروری.

از منظر مالکیت، مسئله این است که آیا سرمایه‌گذاری و خدمات بر پایهٔ بازده خصوصی سامان می‌یابند یا در معرض تصمیم‌گیری اجتماعی قرار می‌گیرند. شوراهای محیط کار و محله می‌توانند مطالبهٔ مزد، بودجهٔ خدمات و سیاست مسکن را به برنامه‌ای قابل‌سنجش پیوند دهند؛ برنامه‌ای که هزینه، مسئول اجرا و امکان اصلاح آن روشن باشد.

صربستان و مسئولیت عمومی و امکان تغییر سیاسی

گزارش ۱۹ اکتبر آسوشیتدپرس، تداوم جنبش دانشجویی ضدفساد در صربستان و پیوند آن با رقابت سیاسی را ثبت می‌کند. این نمونه در کنار اعتراضات دیگر اروپا نشان می‌دهد که مسئلهٔ پاسخ‌گویی می‌تواند از یک حوزهٔ مشخص به پرسش دربارهٔ شیوهٔ ادارهٔ کشور گسترش یابد. [۲۰]

فساد فقط انحراف اخلاقی افراد نیست؛ باید قراردادها، نظارت بر هزینه‌کرد و امکان دسترسی عمومی به اسناد را نیز بررسی کرد. بااین‌حال، مبارزه با فساد به‌تنهایی مناسبات مالکیت و توزیع را تغییر نمی‌دهد. حتی قراردادی قانونی می‌تواند منافع جمعی را در برابر سود خصوصی تضعیف کند. برای تغییر پایدار، پاسخ‌گویی سیاسی باید به نظارت بر تصمیم‌های اقتصادی و حقوق مستقلِ تشکل‌یابی پیوند بخورد.

وجه مشترک اروپا در چارچوب تولید اجتماعی و مالکیت خصوصی

در این کشورها، معلم، دانشجو، مستأجر، بازنشسته، راننده و کارگر از موقعیت‌های متفاوت وارد اعتراض می‌شوند. وجه ارتباط آن‌ها را باید در فاصلهٔ میان مشارکت گسترده در ساختن ثروت و توان اجتماعی، و اختیار محدود بر استفاده از حاصل آن جست‌وجو کرد. مدرسه و دانشگاه توان آینده را می‌سازند؛ محله و حمل‌ونقل ارزش زمین و امکان کار را افزایش می‌دهند؛ زنجیرهٔ تأمین زندگی روزمره را برقرار نگه می‌دارد. اما تصمیم‌های تعیین‌کننده دربارهٔ این منابع می‌تواند خارج از کنترل مؤثر مشارکت‌کنندگان باقی بماند.

این همگرایی، وجود یک رهبری مشترک یا برنامهٔ سوسیالیستی واحد را ثابت نمی‌کند. همچنین هر درگیری خیابانی نمایندهٔ کل جنبش نیست. تحلیل باید مطالبه، سازمان، کنش مسالمت‌آمیز، خشونت و واکنش حکومت را جداگانه بررسی کند. اهمیت موج اروپا برای بحث کتاب در این است که رشد ظرفیت تولید و توسعهٔ نهادی، نیاز به دموکراتیک‌کردن مالکیت و تصمیم‌گیری را از میان نبرده است. از اینجا می‌توان به آسیا و آمریکای جنوبی رفت و شکل‌های متفاوت همین پرسش را در شرایط تاریخی دیگر سنجید.

۵. آسیا و مسیرهای متفاوت از ناامنی تا رویارویی سیاسی

بنگلادش و پیوند اشتغال با امتیاز و قدرت دولتی

اعتراضات دانشجویی بنگلادش در سال ۲۰۲۴ از مخالفت با بازگرداندن سهمیه‌های استخدام دولتی آغاز شد. دفتر کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل مستند کرده است که چگونه جنبشی که در ابتدا مسالمت‌آمیز بود، با نقض جدی حقوق بشر روبه‌رو شد و به بحرانی گسترش یافت که سرانجام در ۵ اوت به استعفای دولت انجامید. [۴]

پرسش اقتصاد سیاسی این است که چرا دسترسی به استخدام دولتی به مبارزه‌ای تا این اندازه تعیین‌کننده تبدیل می‌شود. جایی که فرصت‌های امن اندک‌اند، قواعد تخصیص آن‌ها اهمیت ویژه‌ای می‌یابند. تصور وجود رابطه‌سالاری، اختلافی بر سر اشتغال را به داوری دربارهٔ مشروعیت دولت بدل می‌کند. این به آن معنا نیست که همهٔ سهمیه‌ها هدف یکسانی دارند یا می‌توان این اختلاف را بدون توجه به تاریخ بنگلادش فهمید.

این نمونه مسئله‌ای گسترده‌تر را نشان می‌دهد: مشارکت در تولید ثروت ملی لزوماً راهی قابل‌اتکا به سوی امنیت یا امکان اثرگذاری واقعی در اختیار جوانان نمی‌گذارد. کناررفتن دولت می‌تواند فرصت‌هایی بگشاید، اما کیفیت گذار به نهادهای اشتغال، آزادی‌های مدنی، سازمان‌یابی مستقل و جلوگیری از شکل‌گیری محرومیت‌های تازه بستگی دارد.

سریلانکا و تبدیل بدهی به کمبود در زندگی خانوار

بسیج اجتماعی سریلانکا در سال ۲۰۲۲ در بستر بحران بدهی و ارز، تورم، کمبود سوخت و کالاهای ضروری و قطعی برق شکل گرفت. کارشناسان سازمان ملل همچنین گزارش‌هایی از کاربرد بیش‌ازحد زور و بازداشت معترضان مسالمت‌جو را مستند کردند. [۵]

این بحران نشان داد که آسیب‌پذیری مالی چگونه از مسیر صف سوخت، قطع برق یا سبد غذاییِ خارج از توان خرید، به زندگی روزمره وارد می‌شود. تأمین مالی خارجی، شکست سیاست‌های داخلی و شیوهٔ حکمرانی بر یکدیگر اثر گذاشتند؛ توضیح بحران صرفاً با سلطهٔ خارجی یا فساد فردی، سازوکارهای مهمی را بی‌پاسخ می‌گذارد.

در چارچوب کتاب، پرسش اصلی این است که هنگام کمبود ارز، اولویت‌های عمومی چگونه تعیین می‌شوند. شفافیت حساب‌ها، بررسی قراردادهای بدهی و گفت‌وگوی عمومی دربارهٔ واردات ضروری می‌تواند چگونگی تقسیم بار فداکاری را در معرض پرسش و بازنگری قرار دهد. تغییر رهبران به‌تنهایی چنین شرایطی را تضمین نمی‌کند.

هندوستان و تولید غذا همراه با مبارزه برای معیشت

کشاورزانی که در فوریهٔ ۲۰۲۴ دوباره به اعتراض برخاستند، خواستار تضمین‌های نیرومندتر برای قیمت محصولات کشاورزی بودند. دیده‌بان حقوق بشر، موانع تجمع مسالمت‌آمیز، محدودیت اینترنت و کاربرد بیش‌ازحد زور را مستند کرد. این اعتراض‌ها پس از جنبش پیشینی رخ داد که در سال ۲۰۲۱ لغو قوانین کشاورزی را به دست آورده بود. [۶]

کشاورزی تفاوت میان تولید و تصاحب را ملموس می‌کند. جامعه به محصول کشاورزان نیاز دارد، اما توان ماندن آنان بر زمین به قیمت‌ها، هزینهٔ نهاده‌ها، اعتبار، خرید محصول و قدرت چانه‌زنی در زنجیرهٔ تأمین وابسته است. تولید چیزی ضروری، معیشت امن تولیدکنندهٔ آن را تضمین نمی‌کند.

کشاورزان کوچک با کارگران مزدبگیر یکسان نیستند و مناسبات طبقاتی روستا به تحلیل جداگانه نیاز دارد. برنامه‌ای دموکراتیک باید تولیدکنندگان، کارگران کشاورزی و مصرف‌کنندگان را در تصمیم‌گیری دربارهٔ خرید محصول، محدودیت‌های زیست‌محیطی، توان خرید غذا و تقسیم ریسک دخیل کند. درآمد عادلانهٔ کشاورز و غذای قابل‌پرداخت برای مردم باید در پیوند با یکدیگر برنامه‌ریزی شوند.

نپال و انسداد ارتباطات و چشم‌انداز آینده

بسیج جوانان نپال در سپتامبر ۲۰۲۵ با اعمال محدودیت‌های گسترده بر شبکه‌های اجتماعی شعله‌ور شد؛ آن هم در بستری از خشم نسبت به فساد و نابرابری اقتصادی. عفو بین‌الملل کاربرد غیرقانونی زور علیه معترضان عمدتاً مسالمت‌جو در ۸ سپتامبر را بررسی کرد و آن وقایع را از خشونت‌های بعدی متمایز ساخت. [۷]

این جنبش نشان می‌دهد که محدودکردن بیان چگونه می‌تواند نارضایتی‌هایی بسیار گسترده‌تر را فعال کند. هنگامی که مجاری موجود پاسخ‌گو به نظر نمی‌رسند، تلاش برای بستن ارتباطات دیجیتال ممکن است به نماد کنارگذاشته‌شدن از تصمیم‌گیری ملی بدل شود. زبان نسلی می‌تواند شرکت‌کنندگان را متحد کند، اما سن به‌تنهایی جایگاه طبقاتی یا برنامهٔ سیاسی مشترکی را تعیین نمی‌کند.

پرسش ماندگار این است که آیا جوانان پس از گذشت وضعیت اضطراری، به نهادهایی دست می‌یابند که از طریق آن‌ها بتوانند بر آموزش، اشتغال، سرمایه‌گذاری عمومی و رفتار مسئولان اثر بگذارند.

اندونزی و رویارویی کار بی‌ثبات با امتیاز سیاسی

در اوت و سپتامبر ۲۰۲۵، تظاهرات اندونزی دستمزدهای پایین، افزایش مالیات و مزایای نمایندگان مجلس را به چالش کشید. عفو بین‌الملل تخلفات پلیس را مستند کرد؛ خشم عمومی پس از آن شدت گرفت که یک خودروی پلیس، پیک موتورسوارِ خدمات ارسال کالا را کشت. [۸]

شکاف میان معیشت بی‌ثبات و امتیازهای حفاظت‌شدهٔ مقامات، نارضایتی اقتصادی را به خشم سیاسی پیوند داد. کار در خدمات ارسال کالا نیز نمونه‌ای تحلیلی به دست می‌دهد: درآمد ممکن است به سامانه‌ای با هماهنگی دیجیتال وابسته باشد که کارکنانش بر شرایط حاکم بر کار خود نفوذ اندکی دارند.

پرسش‌های مربوط از تعویض مقام‌های منفرد فراتر می‌روند. چه کسی قواعد کار را تعیین می‌کند؟ کارگران چگونه می‌توانند به اخراج یا کنارگذاشته‌شدن خود اعتراض کنند؟ منافع افزایش بهره‌وری نصیب چه کسانی می‌شود؟ مشارکت دموکراتیک در این تصمیم‌ها، حقوق سیاسی را به درون سازمان‌دهی تولید می‌برد.

ایران و آزادی و برابری و حق شکل‌دادن به زندگی

جنبش «زن، زندگی، آزادی» که پس از مرگ ژینا مهسا امینی در بازداشت در سپتامبر ۲۰۲۲ شکل گرفت، آزادی زنان و مقابله با اجبار دولتی را در مرکز زندگی سیاسی قرار داد. هیئت‌های تحقیق سازمان ملل، نقض فاحش حقوق بشر در ارتباط با اعتراضات و تداوم سرکوب را مستند کرده‌اند. [۹]

تحلیل طبقاتی باید توضیح دهد که سلطه چگونه از طریق جنسیت، قومیت و محرومیت سیاسی عمل می‌کند. نمی‌توان حق زنان بر بدن خود را مسئله‌ای فرعی دانست که باید تا پس از دگرگونی اقتصادی به تعویق بیفتد. آزادی بیان، تشکل، عقیده و زندگی شخصی، اجزای سازندهٔ رهایی‌اند.

در استدلال وب‌سایت، ایران همچنین روشن می‌کند که چرا نمی‌توان دارایی‌هایی را که رسماً در اختیار دولت یا نهادهای وابسته به آن‌اند، خودبه‌خود مالکیت اجتماعی نامید. پرسش‌های تعیین‌کننده این است که چه کسی کنترل را اعمال می‌کند، چه کسی بهره می‌برد و آیا کارگران و شهروندان می‌توانند تصمیم‌ها را بررسی کنند، به چالش بکشند و تغییر دهند. مخالفت با سرکوب و مخالفت با مداخلهٔ نظامی خارجی می‌تواند بر یک تعهد مشترک استوار باشد: توان مستقل مردم برای تعیین آیندهٔ خویش.

۶. آمریکای جنوبی و مبارزه بر سر توزیع و زمین و دموکراسی

آرژانتین و این پرسش که زندگی چه کسانی تعدیل می‌شود

تعارض‌های آرژانتین بر سر مستمری و دانشگاه نشان می‌دهند که تعدیل مالی چگونه به اختلافی بر سر اولویت‌های اجتماعی بدل می‌شود. گزارش عفو بین‌الملل از سال ۲۰۲۵، تأثیر ریاضت اقتصادی بر سالمندان و افراد دارای معلولیت، محدودیت اعتراض و فشار بر بودجهٔ دانشگاه‌ها را شرح می‌دهد. بازنشستگان در سپتامبر ۲۰۲۶ نیز به بسیج هفتگی خود ادامه دادند. [۱۰ و ۱۱]

نمی‌توان تورم و محدودیت تأمین مالی را صرفاً با آرزو از میان برد. اما هر برنامهٔ مالی را باید بر پایهٔ پیامدهای توزیعی آن سنجید: قدرت خرید مستمری‌ها، دسترسی به دارو، دستمزدهای بخش آموزش و نحوهٔ برخورد با ثروت و منافع شرکت‌ها. بهبود یک شاخص کلان به‌تنهایی روشن نمی‌کند که بار هزینه‌ها عادلانه تقسیم شده است یا نه.

دانشگاه‌ها نمونه‌ای بسیار گویا هستند. جامعه هزینهٔ توانمندی‌هایی را تأمین می‌کند که برای تولید آینده ضروری‌اند؛ در همان حال، کاهش خدمات عمومی ممکن است خانوارها را ناچار به پرداخت هزینه‌های بیشتر کند. بنابراین دفاع از آموزش، مبارزه بر سر توان جامعه برای بازتولید و توسعهٔ دانش مشترک خویش است.

پرو و ناامنی و فساد و محرومیت

مرور دیده‌بان حقوق بشر بر سال ۲۰۲۵، اعتراضات پرو را به افزایش جرم، فساد و اختلاف بر سر اقتدار سیاسی پیوند می‌دهد. این گزارش همچنین مخالفت جوانان با تغییرات نظام بازنشستگی و تداوم ناکامی در پاسخ‌گوکردن مسئولان مرگ معترضان در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ را ثبت کرده است. [۱۲]

امنیت در اینجا شامل امکان کارکردن بدون اخاذی و مشارکت سیاسی بدون آزار و سرکوب است. دولت می‌تواند اختیارات استثنایی پلیس را افزایش دهد، اما در حفاظت از معیشت یا برچیدن ساختارهای تبهکاری ناکام بماند. اگر بحران را صرفاً رقابت نظم و بی‌نظمی تلقی کنیم، پرسش‌های مربوط به نهادهای عمومی و شرایط اجتماعیِ آسیب‌پذیری پنهان می‌مانند.

بُعد سرمایه‌داری این وضعیت باید از مسیر ناامنی شغلی، توسعهٔ نامتوازن و دسترسی به حمایت بررسی شود. این تحلیل نباید جای تحقیق دربارهٔ شبکه‌های مشخص جنایی و سیاسیِ دخیل را بگیرد.

اکوادور و سوخت و سازمان‌یابی بومیان و کنترل سرزمین

اعتراضات سپتامبر و اکتبر ۲۰۲۵ اکوادور پس از حذف یارانهٔ گازوئیل آغاز شد و بزرگ‌ترین سازمان مردمان بومی کشور رهبری آن را بر عهده داشت. دیده‌بان حقوق بشر، کاربرد بیش‌ازحد زور و محدودیت تجمع مسالمت‌آمیز را مستند کرد. در مبارزه‌ای جداگانه، سازمان‌های بومی و زیست‌محیطی خواستار اجرای همه‌پرسی سال ۲۰۲۳ علیه استخراج نفت در بخشی از پارک ملی یاسونی شدند. [۱۳ و ۱۴]

این‌ها مبارزاتی متمایزند که در پرسشِ تصمیم‌گیری دربارهٔ استفاده از منابع مشترک به هم می‌رسند. سیاست سوخت بر هزینهٔ حمل‌ونقل و تولید اثر می‌گذارد؛ سرمایه‌گذاری استخراجی بر سرزمین‌ها، زیست‌بوم‌ها و معیشت آینده تأثیر دارد. درآمد دولت نمی‌تواند تنها معیار منفعت عمومی باشد.

مسئلهٔ دموکراتیک این است که آیا جوامع متأثر از این تصمیم‌ها اختیار مؤثر دارند و آیا تصمیمی که مردم آشکارا بیان کرده‌اند، اجرا می‌شود. حقوق مردمان بومی را نمی‌توان در رأی اکثریتی کلی حل کرد یا با عنوان مانعی بر سر توسعهٔ ملی کنار گذاشت.

شیلی و حقوق اجتماعی در پس اقتصاد ظاهراً موفق

بسیج اجتماعی شیلی در سال ۲۰۱۹ همچنان نمونه‌ای تاریخی و مهم برای مقایسه است. دفتر کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، نابرابری اجتماعی و اقتصادی را از ریشه‌های جنبش دانست و نقض جدی حقوق بشر در برخورد با تظاهراتی را مستند کرد که بیشترشان مسالمت‌آمیز بودند. [۱۵]

اهمیت این تجربه در فاصلهٔ میان عملکرد اقتصاد کلان و دسترسی واقعی به زندگی باکرامت است. پرسش‌هایی که دربارهٔ مستمری، آموزش، درمان و هزینه‌های روزمره مطرح شدند، به سازمان‌دهی تأمین اجتماعی مربوط‌اند. یک اقتصاد می‌تواند در تولید موفق باشد، درحالی‌که نهادهای توزیع‌کنندهٔ منافع آن نارضایتی مداوم ایجاد کنند.

این نمونه، اجتناب‌ناپذیربودن نتیجه‌ای معین در قانون اساسی یا انتخابات را ثابت نمی‌کند. نشان می‌دهد که اصلاح پایدار باید هم حقوق اجتماعی را در بر بگیرد و هم نهادهایی را که از طریق آن‌ها پیشنهادهای رقیب مشروعیت دموکراتیک می‌یابند.

کلمبیا و آشکارشدن نارضایتی انباشته در یک پیشنهاد مالیاتی

اعتراضات سال ۲۰۲۱ کلمبیا ابتدا بر تغییرات پیشنهادی مالیات متمرکز بود و سپس به نابرابری، بیکاری، ضعف خدمات و خشونت پلیس گسترش یافت. دیده‌بان حقوق بشر تخلفات جدی در واکنش به این اعتراضات را مستند کرد. [۱۶]

اختلاف مالیاتی این پرسش را مطرح می‌کند که چه کسی هزینهٔ دولت را می‌پردازد، درآمد چه کسانی حفاظت می‌شود و مردم در مقابل چه دریافت می‌کنند. هنگامی که اعتماد عمومی از پیش آسیب دیده باشد، اقدامی که فنی معرفی می‌شود می‌تواند به نقطهٔ همگرایی نارضایتی‌های انباشته بدل شود.

درس گسترده‌تر آن است که کارگران، شاغلان غیررسمی، دانشجویان و جوامع به‌حاشیه‌رانده‌شده می‌توانند فشارهای مرتبط را تشخیص دهند، بی‌آنکه منافع کاملاً یکسانی داشته باشند. برنامهٔ مشترک به مذاکره دربارهٔ منابع و اولویت‌ها نیاز دارد؛ صرفِ ادعای اینکه همه بخشی از مردمی یکدست‌اند، کافی نیست.

برزیل و ونزوئلا و ضرورت سنجش جهت سیاسی بسیج خیابانی

حمله‌های ۸ ژانویهٔ ۲۰۲۳ به نهادهای دموکراتیک برزیل، همراه با درخواست مداخلهٔ نظامی، نشان می‌دهند که چرا نمی‌توان هر کنش جمعی را خودبه‌خود مترقی ستود. خشم مردم ممکن است برای محدودکردن دموکراسی و تقویت اقتدارگرایی سازمان داده شود. [۱۷]

ونزوئلا چالش متفاوتی را نشان می‌دهد: هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل، سرکوب شدید پس از انتخابات ژوئیهٔ ۲۰۲۴ را مستند کرد. دولتی که به سوسیالیسم یا حاکمیت ملی استناد می‌کند، از این راه حق سرکوب مشارکت سیاسی را به دست نمی‌آورد. [۱۸]

کنشگران و شرایط این دو نمونه متفاوت‌اند. بااین‌حال، در کنار هم معیاری یکسان به دست می‌دهند: آیا یک پروژهٔ سیاسی، توان برابر مردم برای سازمان‌یابی، انتخاب، نظارت و برکناری صاحبان قدرت را گسترش می‌دهد؟ نه گفتار بازار و نه زبان سوسیالیستی نمی‌تواند جای این سنجش را بگیرد.

۷. بحران سرمایه‌داری بحران قدرت دموکراتیک نیز هست

وجه مشترک این جنبش‌ها، فرمانی پنهان برای هدایت همهٔ آن‌ها نیست. وجه مشترک، تکرار تعارض بر سر این است که چه کسانی از فعالیت جمعی بهره می‌برند و هنگام فشار بر نظام، چه کسانی ریسک‌ها را تحمل می‌کنند. دولت‌ها، کارفرمایان، طلبکاران، مالکان مسکن و صاحبان سکوهای دیجیتال جایگاه‌های متفاوتی دارند، اما تصمیم‌هایشان می‌تواند از مسیر کاهش درآمد، افزایش هزینه‌ها و تضعیف خدمات عمومی بر خانوارها انباشته شود.

فساد باید مجازات شود، اما فساد به‌تنهایی توضیح کافی نیست. ترتیباتی کاملاً قانونی می‌تواند زمین را در دست عده‌ای متمرکز کند، قیمت‌گذاری انحصاری را مجاز بداند یا سرمایه‌گذاری را از نیازهای ضروری دور سازد. در مقابل، توضیح ساختاری نیز نباید بی‌کفایتی، تصمیم‌های اقتدارگرایانه یا شکست سیاست‌های مشخص را توجیه کند.

نهادهای دموکراتیک اهمیت دارند، زیرا بر امکان رسیدگی به نارضایتی پیش از تشدید رویارویی اثر می‌گذارند. اما هنگامی که مردم رسماً حق رأی دارند و درعین‌حال بر تصمیم‌های اقتصادیِ تعیین‌کنندهٔ اشتغال، مسکن و زیرساخت‌های ضروری نفوذ مؤثری ندارند، دموکراسی سیاسی تضعیف می‌شود. مفهوم «مشارکت در قدرت» در کتاب، دموکراسی را به درون این تصمیم‌ها گسترش می‌دهد.

بحران اقتصادی می‌تواند فرصت همبستگی بیافریند، اما همچنین می‌تواند راه را برای نژادپرستی، ملی‌گرایی، زن‌ستیزی و اقتدارگرایی باز کند. آگاهی طبقاتی محصول مکانیکی محرومیت نیست. این آگاهی از راه توضیح، سازمان‌یابی مشترک، آزادی سیاسی و تجربهٔ عملیِ اقدام جمعی رشد می‌کند.

۸. هوش مصنوعی مسئلهٔ مالکیت را تشدید می‌کند

هوش مصنوعی، تولید اجتماعی را به‌ویژه آشکار می‌سازد. توانایی‌های آن بر سنت‌های علمی، کار انسان‌ها، سرمایه‌گذاری عمومی، زیرساخت و حجم عظیمی از دانش و دادهٔ تولیدشده در جامعه استوار است. بااین‌حال، حقوق کنترل این سامانه‌ها و استفادهٔ تجاری از آن‌ها ممکن است همچنان به‌شدت متمرکز بماند.

در چنین شرایطی، افزایش بهره‌وری می‌تواند به سود بیشتر، نظارت مدیریتی شدیدتر یا حذف نیروی کار منجر شود، درحالی‌که امنیت اندکی نصیب کارگران شود. این‌ها امکان‌ها و خطرهای ناشی از ترتیبات نهادی‌اند؛ به این معنا نیست که هوش مصنوعی علت همهٔ اعتراضات مطرح‌شده در این مقاله بوده است. ترتیبات دیگری می‌تواند این دستاوردها را به کاهش ساعات کار، بهبود خدمات و دسترسی بهتر به دانش هدایت کند.

پژوهش عفو بین‌الملل در اوت ۲۰۲۶ دربارهٔ نظارت متکی بر هوش مصنوعی در آرژانتین، بُعد سیاسیِ ملموسی به این پیوند می‌دهد: توان فناوری می‌تواند قابلیت دولت برای پایش فعالیت مدنی را افزایش دهد و مشارکت را محدود کند. بنابراین نهاد کنترل‌کنندهٔ سامانه، قواعد حاکم بر آن و حقوق افراد متأثر، در مرکز تحلیل قرار دارند. [۱۹]

توانایی فنی برای هماهنگ‌کردن جامعه، حق دموکراتیکِ حکومت‌کردن بر آن را ایجاد نمی‌کند. الگوریتم می‌تواند سناریوها را مقایسه کند، اما نمی‌تواند به‌طور مشروع تعیین کند نیاز چه کسانی اهمیت دارد یا کدام آزادی‌ها را می‌توان قربانی کرد.

۹. از اعتراض تا مالکیت اجتماعی دموکراتیک

بدیل پیشنهادی در چارچوب «عصر آگاهی» از پیوند مالکیت با اختیار مستمر مردم بر تولید آغاز می‌شود. مالکیت عمومی زمانی معنای مالکیت اجتماعی می‌یابد که کارگران و جوامع بتوانند در تصمیم‌ها مشارکت کنند، حساب‌ها را بررسی کنند، تخلفات را به چالش بکشند و مسئولان را تغییر دهند.

شوراهای محیط کار، نقشی تعریف‌شده در سرمایه‌گذاری، شرایط کار، خودکارسازی، ایمنی و استفاده از منافع بهره‌وری به کارگران می‌دهند. شوراهای محله و مصرف‌کنندگان، نیازهای مربوط به مسکن، مراقبت، حمل‌ونقل، غذا و فضای عمومی را بیان می‌کنند. این نهادها به اختیارات و منابع واقعی نیاز دارند؛ صرفِ نام‌گذاری یک کمیته به‌عنوان شورا تغییر چندانی ایجاد نمی‌کند.

شوراها که در تجربه‌های تاریخی با نام «سوویت» نیز شناخته شده‌اند، باید آزادانه انتخاب شوند، کثرت‌گرا باشند و به انتخاب‌کنندگان خود پاسخ دهند. نمایندگان باید مأموریت روشن، دورهٔ مسئولیت محدود و سازوکار عملی برای عزل داشته باشند. مشارکت باید کارکنان مراقبتی، بیکاران، شاغلان غیررسمی و دیگر کسانی را در بر بگیرد که نظام مبتنی بر اشتغال رسمی کنار می‌گذارد. هیچ حزب یا لایهٔ فنی نباید نمایندگی را در انحصار خود بگیرد.

هماهنگی سراسری برای انرژی، راه‌آهن، بهداشت عمومی، برابری منطقه‌ای و رعایت محدودیت‌های زیست‌محیطی همچنان ضروری است. تمرکز دموکراتیک باید اهداف مشترک عمومی و بازتوزیع منابع را با دانش محلی و مشارکتی که اثر الزام‌آور دارد، پیوند دهد. اطلاعات باید در هر دو جهت جریان یابد؛ نهادهای مرکزی باید تصمیم‌های خود را توضیح دهند، گزینه‌های بدیل را منتشر کنند و بازنگری از مسیرهای دموکراتیکِ مقرر را بپذیرند.

اقتصاد هوشیار یا هوشمندانه، نیازها، نیروی کار، مواد، هزینه‌های زیست‌محیطی و تأمین مالی را در فرایندی رفت‌وبرگشتی مقایسه می‌کند. شوراها می‌توانند اولویت پیشنهاد کنند؛ گروه‌های تخصصی امکان‌پذیری را بسنجند؛ مردم پیامدهای انتخاب‌ها را بررسی کنند؛ نهادهای دارای اختیار، برنامه‌ها را تصویب کنند؛ و اجرا زیر نظارت قرار گیرد و اصلاح شود. کمبود و خطا همچنان ممکن خواهد بود. مزیت مورد نظر، امکان اصلاح پاسخ‌گو و جهت‌گیری اجتماعی است، نه ادعای پیش‌بینی بی‌نقص. [۲ و ۳]

آزادی‌های مدنی بخشی از ساختار این نظام‌اند: آزادی بیان، مطبوعات، تشکل، احزاب، اتحادیه‌ها، تجمع و اعتصاب؛ دادگاه‌های مستقل؛ حمایت از اقلیت‌های مذهبی، قومی، جنسی و دیگر اقلیت‌ها؛ و امکان مخالفت با دولت. تصمیم اکثریت نمی‌تواند این حمایت‌ها را از میان ببرد. شفافیت به معنای آشکاربودن بودجه‌ها، قراردادها، منافع مالکیتی و تصمیم‌های نهادی است، همراه با حفاظت از اطلاعات شخصی و زندگی خصوصی.

۱۰. گذار در عمل چه وظایفی خواهد داشت؟

مبارزات فوری بر سر دستمزد، مستمری، خدمات عمومی، کاهش بار بدهی و مسکن می‌توانند ظرفیت‌هایی برای کنترل دموکراتیک گسترده‌تر بسازند. ارزش آن‌ها وابسته به انتظار برای دگرگونی کامل نیست. به‌دست‌آوردن حق دسترسی به اطلاعات، حقوق چانه‌زنی جمعی و مشارکت در تصمیم‌های سرمایه‌گذاری می‌تواند هم‌زمان با پاسخ به نیازهای فوری، توازن قدرت را تغییر دهد.

منطقه‌ای را در نظر بگیریم که با کمبود برق روبه‌روست و هم‌زمان پیشنهادهایی برای ساخت مراکز دادهٔ بزرگ در آن مطرح شده است. برنامه‌ریزی دموکراتیک باید تقاضای پیش‌بینی‌شده، مصرف آب، هزینهٔ شبکه، اشتغال و گزینه‌های جایگزین را منتشر کند. کارگران، ساکنان، نهادهای محلی و جوامع متأثر دربارهٔ اولویت‌های لازم‌الاجرا برای خدمات ضروری گفت‌وگو می‌کنند. الگوهای فنی می‌توانند به انتخاب‌ها اطلاعات بدهند؛ نهادهای عمومی همچنان مسئول آن‌ها خواهند ماند.

یا نظام بازنشستگیِ زیر فشار را در نظر بگیریم. بحث عمومی باید نرخ حق بیمه، الگوهای اشتغال، تأمین مالی از محل مالیات، هزینه‌های اداری و توزیع آثار میان گروه‌های درآمدی را بررسی کند. بازنشستگان و کارگران باید پیش از تعیین سهم هر گروه در هزینه‌ها مشارکت داشته باشند. نهاد مجری برنامه، نتایج را منتشر می‌کند و اگر فرض‌ها نادرست از آب درآیند، پاسخ‌گو می‌ماند.

هیچ‌یک از این دو نمونه محدودیت منابع را حذف نمی‌کند. هر دو تغییر می‌دهند که چه کسی اختیار تعریف مسئله، مقایسهٔ راه‌حل‌ها و بازنگری نتیجه را دارد. معنای عملیِ پیوند توان تولید جمعی با مشارکت در قدرت همین است.

۱۱. پرسشی که جنبش‌ها پیش می‌کشند

جنبش‌های بررسی‌شده تاریخ‌ها و هدف‌های متفاوتی دارند. مهم‌ترین پرسش مشترک آن‌ها این است که آیا مردمی که جامعه را سرپا نگه می‌دارند، می‌توانند بر جهت حرکت آن کنترل مؤثر پیدا کنند. تغییر اشخاص ممکن است تمرکز قدرت اقتصادی را دست‌نخورده باقی بگذارد. ملی‌کردن صوری ممکن است سلطه را از طریق دولتی غیرپاسخ‌گو بازتولید کند. پیشرفت فناوری نیز، مگر آنکه نهادها آن را زیر کنترل عمومی قرار دهند، می‌تواند هر یک از این امکان‌ها را تقویت کند.

تضاد تولید اجتماعی و تصاحب خصوصی زمانی به بحران جامعهٔ سرمایه‌داری بدل می‌شود که توانمندی‌های جمعی بارها از تأمین معیشت و امکان کنشگری دموکراتیک بازبمانند. شناخت این تضاد اجازه می‌دهد نارضایتی‌های پراکنده به یکدیگر پیوند بخورند، بی‌آنکه علت‌های مشخص آن‌ها محو شود یا نتیجه‌ای ازپیش‌تعیین‌شده فرض شود.

افق رهایی‌بخش، جامعه‌ای است که در آن توان تولیدی مشترک در خدمت آزادی و امنیت قرار گیرد، مالکیت با تعهدات دموکراتیک همراه باشد و مردم به‌طور مستمر در شکل‌دادن به آیندهٔ مشترک خود مشارکت کنند. گذار از اعتراض به چنین نظمی به سازمان‌یابی، یادگیری اجتماعی، تضمین حق مخالفت و نهادهایی نیاز دارد که بتوانند آگاهی جمعی را به قدرت پاسخ‌گو تبدیل کنند.

منابع

[۱] حمید اخوی، از بروکسل تا دهلی چرا رشد سرمایه با ناامنی در زندگی روزمره همراه است؟ ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶.

https://hamidakhavi.com/مقالات-دیگر-other-articles/global-capitalism-crises-brussels-delhi-en/

[۲] حمید اخوی، هرج‌ومرج تولید، تضاد سازمان‌دهی سرمایه‌داری و افق گذار در عصر آگاهی.

https://hamidakhavi.com/مقالات-دیگر-other-articles/anarchy-production-age-consciousness-en/

[۳] حمید اخوی، هوش مصنوعی، اجتماعی‌شدن تولید و امکان سوسیالیسم علمی.

https://hamidakhavi.com/مقالات-دیگر-other-articles/artificial-intelligence-the-socialization-of-production-and-the-possibility-of-scientific-socialism/

[۴] دفتر کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، تحلیل مقدماتی اعتراضات و ناآرامی‌های اخیر بنگلادش، ۱۶ اوت ۲۰۲۴.

https://www.ohchr.org/sites/default/files/2024-08/OHCHR-Preliminary-Analysis-of-Recent-Protests-and-Unrest-in-Bangladesh-16082024_2.pdf

[۵] سازوکارهای ویژهٔ سازمان ملل، مکاتبهٔ شمارهٔ LKA 5/2022 دربارهٔ سریلانکا، ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۲۳.

https://spcommreports.ohchr.org/TMResultsBase/DownLoadPublicCommunicationFile?gId=27752

[۶] دیده‌بان حقوق بشر، هندوستان باید از حق اعتراض مسالمت‌آمیز کشاورزان حفاظت کند، ۲۹ فوریهٔ ۲۰۲۴.

https://www.hrw.org/news/2024/02/29/india-protect-farmers-right-peaceful-protest

[۷] عفو بین‌الملل، نپال ما برای بلندکردن صدایمان رفتیم نه برای کشته‌شدن، ۸ دسامبر ۲۰۲۵.

https://www.amnesty.org/en/documents/asa31/0529/2025/en/

[۸] عفو بین‌الملل، اندونزی پلیس معترضان را کتک زد و برای سرکوب اعتراضات به‌طور غیرقانونی از گاز اشک‌آور استفاده کرد، ۹ دسامبر ۲۰۲۵؛ و گزارش کشوری اندونزی در سال ۲۰۲۵.

https://www.amnesty.org/en/latest/news/2025/12/indonesia-police-beat-protesters-and-unlawfully-used-tear-gas-to-crush-protests-new-investigation/
https://www.amnesty.org/en/location/asia-and-the-pacific/south-east-asia-and-the-pacific/indonesia/report-indonesia/

[۹] هیئت مستقل بین‌المللی حقیقت‌یاب سازمان ملل دربارهٔ ایران، گزارش به‌روزرسانی، ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۴.

https://www.ohchr.org/sites/default/files/documents/hrbodies/hrcouncil/ffmi-iran/FFM-Iran-Update-13-September-2024.pdf

[۱۰] عفو بین‌الملل، گزارش کشوری آرژانتین در سال ۲۰۲۵.

https://www.amnesty.org/en/location/americas/south-america/argentina/report-argentina/

[۱۱] نورفوتو از طریق رویترز کانکت، اعتراض بازنشستگان مقابل کنگره در بوئنوس‌آیرس آرژانتین، ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶.

https://www.reutersconnect.com/item/retirees-protest-at-congress-in-buenos-aires-argentina/dGFnOnJldXRlcnMuY29tLDIwMjY6bmV3c21sX01UMU5VUlBITzAwMFpISU9ORA

[۱۲] دیده‌بان حقوق بشر، گزارش جهانی ۲۰۲۶ پرو، رویدادهای سال ۲۰۲۵.

https://www.hrw.org/world-report/2026/country-chapters/peru

[۱۳] دیده‌بان حقوق بشر، اکوادور واکنش همراه با نقض حقوق به اعتراضات، ۲۱ اکتبر ۲۰۲۵.

https://www.hrw.org/news/2025/10/21/ecuador-abusive-response-to-protests

[۱۴] دیده‌بان حقوق بشر، اقدام قضایی گروه حقوقی اکوادوری برای اجرای همه‌پرسی نفتی آمازون، ۱۴ نوامبر ۲۰۲۵.

https://www.hrw.org/news/2025/11/14/ecuadorian-rights-group-files-case-to-enforce-amazon-oil-referendum

[۱۵] دفتر کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، گزارش مأموریت شیلی از ۳۰ اکتبر تا ۲۲ نوامبر ۲۰۱۹.

https://www.ohchr.org/Documents/Countries/CL/Report_Chile_2019_EN.pdf

[۱۶] دیده‌بان حقوق بشر، نامه به وزیر خارجه بلینکن دربارهٔ حقوق بشر در کلمبیا، ۱۹ اکتبر ۲۰۲۱.

https://www.hrw.org/news/2021/10/19/letter-secretary-blinken-human-rights-colombia

[۱۷] دیده‌بان حقوق بشر، حملهٔ هواداران بولسونارو به نهادهای دموکراتیک برزیل، ۱۱ ژانویهٔ ۲۰۲۳.

https://www.hrw.org/video-photos/audio/2023/01/11/bolsonaro-supporters-attack-democratic-institutions-brazil

[۱۸] هیئت مستقل بین‌المللی حقیقت‌یاب سازمان ملل دربارهٔ ونزوئلا، گزارش A/HRC/57/57، ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۴.

https://www.ohchr.org/sites/default/files/documents/hrbodies/hrcouncil/sessions-regular/session57/advance-versions/a-hrc-57-57-en.pdf

[۱۹] عفو بین‌الملل، آرژانتین گسترش بی‌مهار نظارت متکی بر هوش مصنوعی زیرساخت فناورانه و اقتدارگرای کنترل اجتماعی را تقویت می‌کند، اوت ۲۰۲۶.

https://www.amnesty.org/en/latest/news/2026/08/argentina-unchecked-deployment-of-ai-driven-surveillance-reinforces-a-techno-authoritarian-infrastructure-of-social-control/

[۲۰] آسوشیتدپرس، از فرانسه تا آلبانی ناآرامی‌های اجتماعی در خیابان‌های اروپا، ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶.

https://abcnews.com/International/wireStory/france-albania-social-unrest-setting-europes-streets-blaze-137383294

[۲۱] کنفدراسیون عمومی کار فرانسه، بیانیهٔ تظاهرات ۱۳ اکتبر و مطالبات جوانان، ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶.

https://www.cgt.fr/comm-de-presse/manifestations-du-13-octobre-une-nouvelle-etape-reussie-pour-gagner-sur-les-revendications-des

[۲۲] رویترز، تشدید اعتراض مسکن در اسپانیا پس از رد مصوبه در پارلمان، ۲ اکتبر ۲۰۲۶.

https://www.reuters.com/world/ally-spanish-pm-threatens-derail-housing-decree-fury-over-evictions-grows-2026-10-02/

[۲۳] آسوشیتدپرس، راهپیمایی دانشجویان و معلمان در یونان علیه هزینهٔ زندگی، ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶.

https://apnews.com/article/athens-greece-protest-student-education-cost-living-55e0df1ba0be02ae573bd0a55a520b3a

[۲۴] رویترز، هشدار خرده‌فروشان ایتالیا دربارهٔ کمبود غذا در پی اعتراض رانندگان کامیون، ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶.

https://www.reuters.com/world/italian-retailers-warn-food-shortages-caused-by-truck-drivers-protest-2026-10-21/

[۲۵] آسوشیتدپرس، تداوم رویارویی در اعتراضات ضدحکومتی آلبانی، اکتبر ۲۰۲۶.

https://apnews.com/article/albania-protests-tirana-police-clashes-2c04ef79a5bbbfcf054b161111c85b50

[۲۶] رویترز، راهپیمایی اتحادیه‌ها و دانشجویان در بروکسل، ۹ اکتبر ۲۰۲۶.

https://www.reuters.com/world/europe/protesters-clash-with-police-brussels-unions-students-march-2026-10-09/

[۲۷] کنفدراسیون اتحادیه‌های کارگری پرتغال، گزارش تظاهرات لیسبون و پورتو و کویمبرا، ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶.

https://www.cgtp.pt/informacao/comunicacao-sindical/22846-milhares-sairam-a-rua-em-lisboa-porto-e-coimbra