گزارش یکپارچهٔ تحولات هوش مصنوعی؛ ۲۹ تا ۳۱ اوت ۲۰۲۶
هوش مصنوعی در خدمت سودافزایی؛ هزینهها برای نیروی کار، جامعه و محیطزیست
تحولات سه روز گذشته بار دیگر نشان داد که هوش مصنوعی در چارچوب نظم اقتصادی کنونی صرفاً یک فناوری خنثی یا ابزاری برای افزایش تواناییهای انسان نیست. جهت استفاده از این فناوری را مناسبات مالکیت، رقابت شرکتها و تلاش برای افزایش سود تعیین میکند. شرکتها از هوش مصنوعی برای افزایش بهرهوری، کاهش هزینههای نیروی کار، تصرف بازارهای تازه و گسترش زیرساختهای سودآور استفاده میکنند؛ اما بخش بزرگی از هزینههای اجتماعی و زیستمحیطی آن به کارگران، مصرفکنندگان و جوامع محلی منتقل میشود.
تبدیل نیازهای هوش مصنوعی به بازارهای چندمیلیارددلاری
شرکت انرژی و خدمات صنعتی SLB اعلام کرد که برای ورود گستردهتر به بازار مراکز داده، شرکت سازندهٔ تجهیزات خنککنندهٔ Kelvion را با پرداخت ۳٫۴ میلیارد دلار و پذیرش حدود ۷۰۰ میلیون دلار بدهی خریداری میکند. علت اصلی این معامله، افزایش تقاضا برای برق و سیستمهای خنککننده در مراکز دادهٔ هوش مصنوعی است.
SLB پیشبینی میکند فعالیتهای مرتبط با مراکز داده تا سال ۲۰۲۸ حدود ۴٫۵ تا ۵ میلیارد دلار درآمد و بین ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیون دلار سود عملیاتی برای این شرکت ایجاد کند. ارزش سهام SLB نیز پس از اعلام معامله افزایش یافت.
این نمونه بهروشنی نشان میدهد که چگونه نیاز فنی هوش مصنوعی به محاسبات، برق و خنکسازی به عرصهٔ تازهای برای انباشت سرمایه تبدیل شده است. هر واحد افزایش در مصرف انرژی و آب، برای شرکتهای زیرساختی به معنای فرصت سودآوری بیشتر است؛ درحالیکه هزینهٔ فشار بر شبکههای برق، منابع آب و محیطزیست عمدتاً بر دوش جامعه قرار میگیرد. گزارش مربوط به معاملهٔ SLB و Kelvion
بازگشت به گاز طبیعی برای تأمین برق مراکز داده
رشد سریع مراکز داده چنان مصرف برق را افزایش داده که شرکتهای بزرگ فناوری بار دیگر به گاز طبیعی و ساخت نیروگاهها و توربینهای اختصاصی روی آوردهاند. ایلان ماسک اعلام کرده است که SpaceX برای پاسخگویی به تقاضای فزایندهٔ برق زیرساختهای هوش مصنوعی، قطعات توربینهای گازی خود را تولید خواهد کرد.
این روند فقط به SpaceX محدود نیست. شرکتهایی مانند آمازون، مایکروسافت، متا و OpenAI نیز برای تأمین برق مراکز دادهٔ عظیم خود به منابع گازی توجه بیشتری نشان دادهاند.
در اینجا تضاد میان سود خصوصی و هزینهٔ عمومی آشکار میشود: شرکتها برای تصاحب سریعتر بازار هوش مصنوعی و بازگشت سرمایههای عظیم خود به برق دائمی و ارزان نیاز دارند؛ اما آلودگی هوا، انتشار گازهای گلخانهای، سروصدا و فشار بر منابع طبیعی نصیب جوامع پیرامونی میشود. افزایش بهرهوری فنی الزاماً به کاهش مصرف منابع منتهی نمیشود؛ زیرا رقابت برای سود بیشتر، شرکتها را به ساخت مراکز دادهٔ بزرگتر و مصرف انرژی بیشتر سوق میدهد.
خودکارسازی برای کاهش هزینهٔ کار
متا در مراکز دادهٔ خود استفاده از رباتها را برای اتصال کابلها، جابهجایی تجهیزات، بازنشانی سرورها و انجام بخشی از فعالیتهای نگهداری آزمایش میکند. مایکروسافت، گوگل و آمازون نیز برنامههای مشابهی را دنبال میکنند.
هدف اعلامشده، افزایش سرعت و ایمنی است؛ اما کاهش هزینههای نیروی انسانی نیز یکی از انگیزههای اصلی این روند محسوب میشود. رباتها هنوز قادر به انجام تمام وظایف انسان نیستند، ولی جهت حرکت روشن است: تبدیل هرچه بیشتر فعالیتهای انسانی به فرایندهای خودکار و کاهش وابستگی شرکتها به نیروی کار.
این موضوع ادعاهای مربوط به اشتغالزایی گستردهٔ مراکز داده را نیز زیر سؤال میبرد. احداث این مراکز ممکن است در مرحلهٔ ساختوساز شغلهایی ایجاد کند، اما پس از بهرهبرداری، مراکز داده تأسیساتی بسیار خودکار هستند و معمولاً به نیروی انسانی محدودی نیاز دارند. اکنون حتی همان مشاغل محدود نگهداری و بهرهبرداری نیز در معرض خودکارسازی قرار گرفتهاند.
هوش مصنوعی در این الگو به جای کاهش ساعت کار و بهبود زندگی همگانی، عمدتاً برای پایین آوردن هزینهٔ کار، محدودکردن استخدام و افزایش سود شرکتها بهکار گرفته میشود. گزارش مربوط به خودکارسازی مراکز دادهٔ متا
فرصتهای اقتصادی، بدون تضمین امنیت شغلی
کسبوکارهای کوچک نیز بهتدریج از هوش مصنوعی برای برنامهنویسی، خدمات مشتریان، تحلیل تجاری و امنیت اطلاعات استفاده میکنند. این کاربردها میتواند بهرهوری را افزایش دهد و بخشی از کارهای وقتگیر را سادهتر کند. بااینحال، شرکتهای کوچک از تجربهٔ شرکتهای بزرگ آموختهاند که هزینههای محاسباتی بالا، عملکرد غیرقابلاعتماد برخی عاملهای هوشمند و جایگزینی شتابزدهٔ کارکنان میتواند زیانبار باشد.
برخی شرکتها در عمل از هوش مصنوعی بهعنوان توجیهی برای اخراج نیرو یا کاهش استخدام استفاده کردهاند؛ حتی در مواردی که سهم واقعی این فناوری در تصمیمگیری روشن نیست. بنابراین لازم است میان افزایش واقعی توان تولید و استفادهٔ تبلیغاتی از «هوش مصنوعی» برای تضعیف امنیت شغلی و قدرت چانهزنی کارکنان تمایز گذاشته شود. بررسی تجربهٔ کسبوکارهای کوچک و بزرگ
گسترش هوش مصنوعی و خطرهای تازه برای ثبات مالی
رئیس هیئت ثبات مالی، وابسته به گروه بیست، هشدار داده است که خطرهای سایبری تقویتشده با هوش مصنوعی اکنون یکی از فوریترین تهدیدها برای ثبات مالی جهان است. هوش مصنوعی میتواند سرعت، مقیاس و صرفهٔ اقتصادی حملات سایبری را بهشدت افزایش دهد.
تمرکز زیرساختها و مدلهای پیشرفته در اختیار تعداد اندکی از شرکتهای بزرگ فناوری نیز آسیبپذیری تازهای ایجاد میکند. اگر خدمات یکی از این شرکتها مختل شود یا سامانههای آن مورد حمله قرار گیرد، پیامدهای آن میتواند از مرز یک شرکت فراتر رفته و بخش بزرگی از نظام مالی و اقتصادی را درگیر کند.
از سوی دیگر، ارزشگذاری بسیار بالای شرکتهای هوش مصنوعی و سرمایهگذاریهای سنگین در مراکز داده این پرسش را مطرح میکند که اگر درآمدهای آینده با انتظار سرمایهگذاران هماهنگ نباشد، چه مقدار از این سرمایهگذاریها به حباب مالی تبدیل خواهد شد. هشدار هیئت ثبات مالی دربارهٔ خطرهای هوش مصنوعی
مسئله خودِ فناوری نیست؛ مسئله جهت اجتماعی آن است
هوش مصنوعی میتواند دانش را گسترش دهد، کارهای خطرناک و تکراری را کاهش دهد، کیفیت خدمات عمومی را بهبود بخشد و امکان برنامهریزی آگاهانهتر اقتصادی و اجتماعی را فراهم کند. بنابراین، نقد نقش مخرب کنونی هوش مصنوعی به معنای مخالفت با فناوری نیست.
- افزایش بهرهوری لزوماً به کاهش ساعت کار یا بهبود دستمزدها نمیانجامد؛ ممکن است به اخراج و کاهش استخدام تبدیل شود.
- پیشرفت در خودکارسازی الزاماً انسان را از کار فرساینده آزاد نمیکند؛ ممکن است امنیت شغلی او را از میان ببرد.
- افزایش کارایی مراکز داده لزوماً مصرف منابع را کاهش نمیدهد؛ رقابت برای گسترش بازار میتواند مصرف کلی برق، آب و سوختهای فسیلی را افزایش دهد.
- تمرکز داده و توان محاسباتی در دست چند شرکت، علاوه بر تمرکز ثروت، خطرهای امنیتی و سیاسی بزرگی ایجاد میکند.
- سود حاصل از هوش مصنوعی خصوصی میشود، اما هزینههای زیستمحیطی، شغلی و امنیتی آن اجتماعی میشود.
جمعبندی
تحولات ۲۹ تا ۳۱ اوت نشان میدهد که هوش مصنوعی به یکی از موتورهای تازهٔ سودافزایی و انباشت سرمایه تبدیل شده است. خریدهای چندمیلیارددلاری، گسترش نیروگاههای گازی، خودکارسازی مراکز داده و تلاش برای کاهش هزینههای نیروی انسانی همگی اجزای یک روند واحد هستند.
فناوری ظرفیت افزایش ثروت اجتماعی را دارد، اما مالکیت و کنترل خصوصی سبب میشود منافع آن در دست گروه کوچکی متمرکز شود و پیامدهای مخرب آن میان کل جامعه توزیع گردد. این همان تضاد بنیادین میان اجتماعیشدن تولید و خصوصیماندن مالکیت، سود و قدرت تصمیمگیری است.
راهحل، متوقفکردن پیشرفت فناوری نیست؛ بلکه گسترش نظارت و مشارکت اجتماعی در تعیین جهت آن است. تصمیمگیری دربارهٔ مراکز داده، مصرف آب و انرژی، خودکارسازی مشاغل و استفاده از دادههای عمومی نباید فقط در اتاقهای هیئتمدیره و بر اساس سود سهامداران انجام شود. کارگران، متخصصان، مصرفکنندگان و جوامع محلی باید در این تصمیمها نقشی واقعی و مستقیم داشته باشند.
هوش مصنوعی زمانی میتواند به نیرویی رهاییبخش تبدیل شود که افزایش بهرهوری آن به کاهش ساعت کار، امنیت اقتصادی، گسترش خدمات عمومی، حفاظت از محیطزیست و مشارکت بیشتر مردم در قدرت منجر شود؛ نه آنکه تنها ابزار قدرتمندتری برای سودافزایی، حذف نیروی کار و تمرکز ثروت باشد.
برای مطالعهٔ بیشتر:

Leave a comment