سه تحول پیوسته در اقتصاد سیاسی هوش مصنوعی؛ ۱۷ تا ۱۹ اوت ۲۰۲۶
تحولات سه روز ۱۷، ۱۸ و ۱۹ اوت ۲۰۲۶ را نمیتوان سه خبر جداگانه و بیارتباط دانست. این تحولات، در کنار یکدیگر، تصویری روشن از مرحلهای تازه در اقتصاد سیاسی هوش مصنوعی به دست میدهند: مرحلهای که در آن تولید دانش، داده، نرمافزار و فرهنگ هرچه اجتماعیتر میشود، اما زیرساختهای مادی و محاسباتی لازم برای تبدیل این دانش اجتماعی به قدرت اقتصادی و سیاسی، در مالکیت تعداد محدودی از شرکتهای بزرگ باقی میماند. در چنین شرایطی، هوش مصنوعی دیگر صرفاً یک فناوری یا مجموعهای از مدلهای محاسباتی نیست؛ بلکه به نقطهٔ اتصال تراشه، انرژی، زمین، شبکههای برق، مراکز داده، سرمایهٔ مالی و قدرت سیاسی تبدیل میشود.
هر مدل هوش مصنوعی محصول مجموعهای گسترده از فعالیتهای اجتماعی است. دادههای مورد استفاده برای آموزش این مدلها از نوشتهها، تصاویر، پژوهشها، زبانها، تجربهها، رفتارهای کاربران و انباشت تاریخی دانش بشری شکل گرفته است. دانشگاهها، پژوهشگران، برنامهنویسان، نویسندگان، هنرمندان، کاربران شبکههای اجتماعی و میلیونها نیروی کار مستقیم و غیرمستقیم، همگی در تولید این ظرفیت نقش دارند. در کنار این جریان دانش و فعالیت اجتماعی، یک جریان مادی و زیرساختی نیز وجود دارد: تراشهها، برق، آب، زمین، شبکههای انتقال، مراکز داده و سرمایهٔ مالی. این دو جریان در مدلها و ظرفیت محاسباتی هوش مصنوعی به یکدیگر متصل میشوند؛ اما درآمد، مالکیت، قدرت تصمیمگیری و حقوق مالی حاصل از این اتصال، عمدتاً در اختیار شرکتها و نهادهای مالی خصوصی قرار میگیرد.
۱۷ اوت ۲۰۲۶: ادغام تراشه، سرمایه و انرژی
در ۱۷ اوت، همکاری NVIDIA، شرکت SB Energy و OpenAI برای ایجاد یکی از بزرگترین مجتمعهای زیرساختی هوش مصنوعی در ایالت اوهایو اعلام شد. بر اساس این توافق، SB Energy زمین، انرژی و ساختمانهای لازم را در مجموعهٔ PORTS-Pike در شهرستان پایک فراهم میکند، OpenAI استفادهکننده و مستأجر اصلی ظرفیت خواهد بود و NVIDIA تأمینکنندهٔ انحصاری زیرساخت محاسباتی هوش مصنوعی است.
این مجموعه برای ظرفیتی تا هشت گیگاوات محاسباتی طراحی شده است و نخستین مرحلهٔ آن، با ظرفیت حدود ۸۰۰ مگاوات، قرار است در سال ۲۰۲۸ وارد مدار شود. NVIDIA همچنین اعلام کرد ۱٫۵ میلیارد دلار در SB Energy سرمایهگذاری میکند و برای تضمین بخشی از تعهدات مربوط به زمین، برق، ساختمان و اجارهٔ بلندمدت، تا سقف ۱۰۵ میلیارد دلار پشتیبانی اعتباری فراهم خواهد کرد. بر اساس برنامهٔ اعلامشده، تأمین برق این مجموعه ممکن است به ایجاد حدود ده گیگاوات ظرفیت جدید تولید انرژی و نزدیک به ۴٫۲ میلیارد دلار سرمایهگذاری در شبکهٔ برق منطقهای نیاز داشته باشد. اعلام رسمی NVIDIA، گزارش رویترز
اهمیت این قرارداد فقط در بزرگی ارقام آن نیست. در اینجا تراشه، سرمایه، زمین، انرژی و بازار مصرف در یک ساختار واحد به یکدیگر پیوند میخورند. شرکتی که تراشه تولید میکند، به تضمینکنندهٔ مالی پروژه نیز تبدیل میشود؛ شرکتی که مرکز داده را میسازد، مالک زمین و زیرساخت باقی میماند؛ و شرکتی که مدلهای هوش مصنوعی را توسعه میدهد، از طریق اجارهای بلندمدت به این ظرفیت وابسته میشود. به این ترتیب، ظرفیت محاسباتی نهفقط یک ابزار تولید، بلکه به دارایی مالی، وثیقه، منبع درآمد آینده و اهرم قدرت تبدیل میشود.
این ساختار نشان میدهد که در اقتصاد هوش مصنوعی، مالکیت ابزار تولید دیگر فقط به معنای مالکیت کارخانه یا ماشینآلات سنتی نیست. مالکیت زمین، انرژی، تراشه، شبکه و ظرفیت محاسباتی میتواند تعیین کند چه کسی قادر است مدلهای بزرگ را آموزش دهد، چه کسی به بازار وارد شود و چه کسی از دانش و دادههای اجتماعی درآمد کسب کند. حتی اگر مدلها و نرمافزارها بازتر شوند، دسترسی به زیرساخت لازم برای استفاده از آنها همچنان میتواند در اختیار تعداد محدودی از شرکتها باقی بماند.
۱۸ اوت ۲۰۲۶: تحت فشار مردم، جامعه وارد معادله شد
یک روز بعد، در ۱۸ اوت، تحول دیگری در پنسیلوانیا رخ داد. جاش شاپیرو، فرماندار این ایالت، فرمان اجرایی تازهای دربارهٔ توسعهٔ مراکز داده صادر کرد. این تغییر سیاست در خلأ اتفاق نیفتاد. گسترش سریع پروژههای مراکز داده با اعتراضها و فشار فزایندهٔ مردم، فعالان محیطزیست و جوامع محلی روبهرو شده بود. نگرانیها تنها به مصرف برق محدود نمیشد؛ مصرف گستردهٔ آب، افزایش هزینهٔ انرژی خانوارها، آلودگی هوا و آب، فشار بر شبکهٔ برق، تغییر کاربری زمین، سروصدا و محرمانه نگهداشتن توافقهای میان دولت و شرکتهای توسعهدهنده، از محورهای اصلی این اعتراضها بود.
شاپیرو که پیشتر از توسعهٔ گستردهٔ مراکز داده و سرمایهگذاری شرکتهای فناوری در پنسیلوانیا حمایت میکرد، تحت فشار مردم و در مواجهه با اعتراضهای زیستمحیطی و اجتماعی، ناچار شد مقررات سختگیرانهتری وضع کند. خود او نیز هنگام اعلام فرمان گفت که طی یک سال گذشته نگرانیهای مستقیم ساکنان پنسیلوانیا دربارهٔ تأثیر مراکز داده بر محیطزیست، قبوض خدمات عمومی و زندگی جوامع محلی را شنیده است. بیانیهٔ رسمی فرمانداری پنسیلوانیا، متن فرمان اجرایی ۲۰۲۶-۰۵
طبق این فرمان، پروژههای مراکز داده باید به معیارهای محیطزیستی، شفافیت، مشارکت اجتماعی و حفاظت از مصرفکنندگان متعهد شوند. توسعهدهندگان باید هزینهٔ کامل تولید، انتقال و توزیع برق موردنیاز خود را بپردازند تا این هزینهها به خانوارها و کسبوکارهای محلی منتقل نشود. پروژهها پیش از دریافت مجوزهای ایالتی باید موافقت نهادهای محلی را به دست آورند و اطلاعات روشنتری دربارهٔ مصرف برق، گاز و آب و همچنین اقدامات مربوط به جلوگیری از آلودگی ارائه کنند.
همچنین تمام پروژههای مراکز داده از برنامهٔ صدور سریع مجوز یا Fast Track خارج شدند و سازمانهای ایالتی از امضای توافقنامههای عدم افشا یا NDA با توسعهدهندگان این پروژهها منع شدند. این تصمیم اهمیت زیادی دارد، زیرا توافقهای محرمانه میتوانند مردم یک منطقه را تا مراحل پایانی از ماهیت، ابعاد و پیامدهای پروژهای که مستقیماً بر زندگی آنها اثر میگذارد، بیاطلاع نگه دارند.
این تحول نشان میدهد که جامعه بهطور خودکار وارد معادلهٔ توسعهٔ فناوری نمیشود؛ جامعه تنها زمانی بهعنوان یک نیروی مؤثر ظاهر میشود که مردم سازمان پیدا کنند، اعتراض کنند، خواهان شفافیت شوند و قدرت سیاسی را وادار به پاسخگویی کنند. اگر قدرت سیاسی به حال خود رها میشد، مسیر سرمایه و ثروت را دنبال میکرد، نه نیازهای مردم و رفع پیامدهای اجتماعی. تغییر موضع فرماندار پنسیلوانیا نیز نه نتیجهٔ خودبهخودی عملکرد دولت، بلکه حاصل فشار اجتماعی و افزایش هزینهٔ سیاسی ادامهٔ سیاست پیشین بود.
این تجربه نشان میدهد که سیاستگذاری در زمینهٔ هوش مصنوعی و مراکز داده نمیتواند صرفاً به مذاکرهٔ دولتها و شرکتهای بزرگ محدود شود. مردمی که هزینههای اقتصادی و محیطزیستی این پروژهها را میپردازند، باید در تصمیمگیری دربارهٔ محل، اندازه، مصرف منابع، آثار زیستمحیطی و منافع اجتماعی آنها نقش مستقیم داشته باشند. فناوری هنگامی میتواند در خدمت جامعه قرار گیرد که جامعه در تعیین مسیر توسعه و نحوهٔ استفاده از آن مشارکت واقعی داشته باشد.
۱۹ اوت ۲۰۲۶: هزینههای مادی اقتصاد هوش مصنوعی آشکارتر شد
در ۱۹ اوت، گزارشهای تازه دربارهٔ توسعهٔ مراکز داده و زنجیرهٔ تأمین آنها نشان داد که رشد هوش مصنوعی چگونه تقاضا برای برق، تجهیزات صنعتی، ژنراتورها، سامانههای خنککننده، کابل، فولاد و زیرساخت شبکه را افزایش داده است. این تحول، تصور رایج از هوش مصنوعی بهعنوان پدیدهای صرفاً دیجیتال و نامادی را زیر سؤال میبرد. پشت هر مدل و هر پاسخ تولیدشده توسط هوش مصنوعی، مجموعهای عظیم از زیرساختهای فیزیکی، منابع طبیعی و نیروی انسانی قرار دارد.
بررسیهای صنعت مراکز داده نشان میدهد که فشار بر شبکههای برق، توسعهدهندگان را ناچار کرده است پروژههای خود را از مراکز متراکم شهری و شبکههای اشباعشده دورتر کنند. فاصلهٔ میان مراکز داده و نقاط اتصال به شبکه، در برخی مناطق بهشدت افزایش یافته و سهم پروژههای Greenfield، یعنی پروژههایی که از ابتدا در زمینهای توسعهنیافته ساخته میشوند، از حدود هشت درصد در سالهای گذشته به نزدیک ۳۹ درصد رسیده است. این انتقال به معنای گسترش خطوط انتقال، تغییر کاربری زمین و انتقال بخشی از هزینههای توسعهٔ هوش مصنوعی به جوامع و محیطزیست مناطق تازه است.
همزمان، کارخانهها و تولیدکنندگان تجهیزات صنعتی از این موج تقاضا سود میبرند. شرکت Generac حدود ۲۵۰ میلیون دلار برای افزایش تولید ژنراتورهای صنعتی و تجاری سرمایهگذاری کرده است. حجم سفارشهای انباشتهٔ مرتبط با مراکز داده در این شرکت به حدود ۱٫۶ میلیارد دلار رسیده و شرکت قصد دارد نزدیک به هزار نیروی جدید استخدام کند. تولیدکنندگان سامانههای خنککننده، کابل، دیوارهای پیشساخته، ماشینآلات ساختمانی و قطعات صنعتی نیز با افزایش سفارشها روبهرو شدهاند. گزارش رویترز دربارهٔ زنجیرهٔ تولید مراکز داده
این افزایش تولید صنعتی میتواند اشتغال و درآمد ایجاد کند؛ اما مسئله فقط تعداد مشاغل ایجادشده نیست. پرسش اصلی این است که چه کسی دربارهٔ جهت این سرمایهگذاریها تصمیم میگیرد، چه کسی مالک زیرساختهاست، چه کسی سود میبرد و چه کسانی هزینههای اجتماعی و محیطزیستی آن را پرداخت میکنند. اگر هزینهٔ توسعهٔ شبکهٔ برق، مصرف آب، آلودگی، تغییر کاربری زمین و افزایش قیمت انرژی به جامعه منتقل شود، درحالیکه درآمد و حقوق مالکیت در اختیار شرکتهای خصوصی باقی بماند، با الگویی روبهرو خواهیم بود که در آن هزینهها اجتماعی و منافع خصوصی میشوند.
از تولید اجتماعی تا تمرکز قدرت
در هر سه تحول، یک تضاد مشترک دیده میشود. دانش، داده، زبان، نرمافزار و فرهنگ بهصورت اجتماعی تولید میشوند. زیرساختهای مادی نیز بدون کار جمعی مهندسان، کارگران ساختمانی، کارکنان شبکههای برق، تولیدکنندگان تجهیزات، دانشگاهها و سرمایهگذاریهای عمومی شکل نمیگیرند. اما نتیجهٔ این فرایند اجتماعی، از طریق مالکیت خصوصی مراکز داده، تراشهها، شبکهها، قراردادها و حقوق مالی، به تمرکز قدرت اقتصادی و سیاسی منجر میشود.
شرکتهایی که کنترل ظرفیت محاسباتی را در اختیار دارند، فقط مالک مجموعهای از سرورها نیستند. آنها میتوانند تعیین کنند چه کسی به هوش مصنوعی پیشرفته دسترسی داشته باشد، کدام پژوهشها تأمین مالی شوند، چه مدلهایی توسعه پیدا کنند، چه دادههایی ارزش اقتصادی بیابند و چه نیازهایی در اولویت قرار گیرند. به همین دلیل، ظرفیت محاسباتی بهتدریج به یکی از اشکال بنیادین قدرت در جامعهٔ معاصر تبدیل میشود.
این روند همچنین نشان میدهد که باز بودن یک مدل یا انتشار وزنهای آن، بهتنهایی به معنای اجتماعیشدن واقعی هوش مصنوعی نیست. اگر اجرای مدل همچنان به تراشههای کمیاب، انرژی فراوان، مراکز دادهٔ عظیم و سرمایهٔ میلیاردی نیاز داشته باشد، امکان استفادهٔ مؤثر از آن در اختیار بازیگرانی باقی میماند که این زیرساختها را کنترل میکنند. در چنین وضعیتی، دانش ممکن است ظاهراً بازتر شود، اما ابزار تبدیل آن به قدرت اقتصادی همچنان خصوصی و متمرکز باقی میماند.
نتیجهگیری: آیندهٔ هوش مصنوعی یک انتخاب اجتماعی است
تحولات ۱۷ تا ۱۹ اوت نشان میدهد که مسئلهٔ اصلی هوش مصنوعی دیگر فقط سرعت مدلها یا توان پردازشی تراشهها نیست. مسئله این است که چه نوع نظم اقتصادی و اجتماعی پیرامون این فناوری شکل میگیرد. آیا دانش اجتماعی و منابع عمومی به تقویت انحصارها و تمرکز قدرت منجر خواهند شد، یا جامعه خواهد توانست در تعیین مسیر توسعه، مالکیت، نظارت و توزیع منافع این فناوری مشارکت کند؟
تجربهٔ پنسیلوانیا نشان میدهد که قدرت اقتصادی و سیاسی، بدون فشار اجتماعی، بهطور طبیعی نیازهای مردم را در اولویت قرار نمیدهد. ورود جامعه به معادله نیازمند آگاهی، سازمانیابی، شفافیت، اعتراض و مشارکت مستقیم است. آیندهٔ هوش مصنوعی از پیش تعیین نشده است؛ این آینده در کشمکش میان تولید اجتماعی و مالکیت خصوصی، میان نیازهای عمومی و انباشت ثروت و میان مشارکت جامعه و تمرکز قدرت شکل خواهد گرفت.

Leave a comment