قبضِ رونق رسید — گزارش تجمیعی تحولات روزانهٔ هوش مصنوعی، ۷ تا ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶

قبضِ رونق رسید

گزارش تجمیعی تحولات روزانهٔ هوش مصنوعی — ۱۵ مهر تا ۲ آبان ۱۴۰۵ (۷ تا ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶)

قبضِ رونق رسید — گزارش تجمیعی تحولات روزانهٔ هوش مصنوعی

این گزارش، هجده روز از تحولات روزانهٔ هوش مصنوعی را کنار هم می‌گذارد — از چهارشنبه ۱۵ مهر تا شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵. هر یک از این روزها جداگانه، در قالب پیش‌نویس‌های روزانه، ثبت شده بود؛ اما کنار هم که قرار می‌گیرند، یک خط عمومی از میانشان می‌گذرد و آن خط، مهم‌تر از هر خبر منفرد است: رونق هوش مصنوعی وارد مرحلهٔ صورت‌حساب شده است.

در این هجده روز، سه قبض هم‌زمان رسید. قبض مالی: بازارها و بانک‌ها کم‌کم دارند می‌پرسند این همه بدهی و ارزش‌گذاری روی چه درآمدی سوار است. قبض کار: اخراج، به اسم رمز هوش مصنوعی، از بانکی در لندن تا فروشگاه زنجیره‌ای در آمریکا، به روال عادی مدیریت تبدیل شد. و قبض اجتماعی: از ممفیس تا اترشهٔ فرانسه تا تائویوان تایوان، مردم به خیابان و شورا و اعتصاب آمدند. در هر سه، یک معادله تکرار می‌شود: تولید، اجتماعی‌تر از همیشه — داده، دانش، کار و زیرساخت همگان؛ تصمیم و سود، خصوصی‌تر از همیشه — در دست چند آزمایشگاه و چند صندوق؛ و هزینه، عمومی‌تر از همیشه — بدهی، بیکاری، قبض برق و جنگ خودکار. این گزارش، همان معادله را در هجده روز دنبال می‌کند.

یکم — چرخهٔ پول: وقتی سرمایه، مشتری خودش می‌شود

هجده روز با یک تصحیح شروع شد: درآمد سالانهٔ اوپن‌ای‌ای نزدیک ۵۰ میلیارد دلار است، نه ۷۰ میلیاردی که پیش‌تر گفته می‌شد (تک‌کرانچ). چند روز بعد، عرضهٔ ۳۱ میلیارد دلاری اوراق به تعویق افتاد و بازارها لرزیدند. هم‌زمان، خبرگزاری فرانسه از «ولع وام‌گیری» هوش مصنوعی نوشت و برآورد چرخهٔ بدهی ساخت‌وساز دیتاسنترها به حدود ۵۰۰ میلیارد دلار رسید (خبرگزاری فرانسه). یعنی رونقی که قرار بود از سود آینده ساخته شود، دارد با قرض امروز ساخته می‌شود — و قرض، یعنی ریسکش از همین حالا اجتماعی شده است: روی ترازنامهٔ بانک‌ها، صندوق‌های بازنشستگی و بازارهایی که پس‌انداز مردم در آن‌هاست.

در همین روزها، شکل تازهٔ انباشت هم خودش را نشان داد: برادکام و آنتروپیک هم‌زمان تأمین‌کننده، مشتری و شریک مالی یکدیگر شدند؛ شرکت زیرساخت مودال ارزش‌گذاری‌اش را سه‌برابر کرد و به ۱۵٫۷۵ میلیارد دلار رساند؛ و وقتی اسناد آنتروپیک به وال‌استریت رسید، معلوم شد «زیان» ۸۰٫۷ میلیارد دلاری‌اش پول نیست — هزینهٔ محاسباتی آتی است — اما تعهدات ۴۵۰ میلیارد دلاری‌اش به غول‌های ابر، بدهی واقعی است (وال‌استریت ژورنال). حتی مدیرعامل گلدمن ساکس، بانکی که از همین ساخت‌وساز سود می‌برد، هشدار داد که رونق با «ریسک تأمین مالی» روبه‌روست (پی‌ام‌ان‌تی‌اس).

و با این همه، چرخه کند نشد؛ تندتر شد. در روزهای پایانی دوره، اوپن‌ای‌ای مذاکره برای جذب ۳۰ میلیارد دلار با ارزش‌گذاری ۱٫۲۵ تریلیون دلار را آغاز کرد و دیپ‌سیک، دو روز پس از آن‌که وزارت امنیت داخلی آمریکا دستور پاک‌کردنش از سامانه‌های فدرال را داد، ۱۵ میلیارد دلار جذب کرد (ای‌آی‌زیرو‌نیوز، رویترز). سه آزمایشگاه بزرگ در یک فصل نزدیک ۶ میلیون دلار خرج لابی‌گری در واشنگتن کردند — رکوردی تاریخی (ای‌آی‌زیرو‌نیوز). و مون‌شات چین مدل کیمی K3.1 Pro را با نصف قیمت نسل قبل عرضه کرد و وعدهٔ انتشار وزن‌های بازش را داد (زوت) — یعنی حتی رقابت هم دیگر بر سر قیمتِ دسترسی به دانشی است که از دادهٔ همگان ساخته شده.

بازار، در آخرین روز دوره، جوابش را داد: نزدک ۲٫۶ درصد افتاد و اوراق کورویو، از بزرگ‌ترین سازندگان دیتاسنتر، به وضعیت بحرانی رسید (هاراوا به‌نقل از رویترز). تحلیل رویترز تیتر زد: دیتاسنترها به‌عنوان «تجارت کلنگ و بیل» — فروختن ابزار به جویندگان طلا — دارند شکست می‌خورند (رویترز بریکینگ‌ویوز). صورت‌حساب اول، پس، از خود بازار آمد: ارزش‌هایی که بر تولید اجتماعی سوارند، وقتی قرار است به سود خصوصی تبدیل شوند، اول از همه در همان بازار ترک می‌خورند.

منابع این بخش: تک‌کرانچ، خبرگزاری فرانسه، وال‌استریت ژورنال، رویترز، رویترز بریکینگ‌ویوز، زوت

دوم — کار: اخراج، اسم رمز هوش مصنوعی شد

اگر بخش پول، داستان انباشت بود، بخش کار داستان صورت‌حساب آن است. در این هجده روز به‌ندرت روزی گذشت که شرکتی اخراج تازه‌ای را به نام هوش مصنوعی اعلام نکند: فیکو ۱۵ درصد نیروهایش را کم کرد (رویترز)؛ هاب‌اسپات ۷ درصد و شرکت نظارتی فلاک ۱۸ درصد نیروها را بیرون کردند (فست‌کامپنی، رویترز)؛ اسنپ هزار نفر، کروگر سه هزار شغل اداری، متا آغاز اخراج هشت هزار نفر از جمله کارکنان دیتاسنترها، و مایکروسافت برای نخستین بار پیشنهاد بازنشستگی داوطلبانه به بیش از ۸۵۰۰ کارمند داد (دیتاسنتر داینامیکس). در روزهای پایانی، نوبت بانک‌ها رسید: بارکلیز پنج هزار نفر را با عنوان «بهره‌وری هوش مصنوعی» اخراج کرد (مارکت‌واچ) و یک روز بعد امریکن اکسپرس ۳۵۰۰ نفر را بیرون کرد تا، به‌گفتهٔ خودش، «برای هوش مصنوعی آماده شود» (فست‌کامپنی). مؤسسهٔ چلنجر در همین دوره اعلام کرد هوش مصنوعی به دلیل اول اخراج‌ها در آمریکا تبدیل شده است (وات‌جابز به‌نقل از چلنجر).

عددها از زبان خود صاحبان سرمایه هم آمد. گلدمن ساکس اول گفت هوش مصنوعی می‌تواند یک نفر از هر یازده کارگر را جابه‌جا کند؛ بعد در یادداشت تازه‌اش برآورد را به ۹ درصد نیروی کار — حدود ۱۵ میلیون نفر — رساند و نوشت اخراج‌های بزرگ احتمالاً «منتظر رکود» می‌مانند، چون شرکت‌ها اخراج فناورانه را وقتی با قدرت اجرا می‌کنند که رکود، بهانه‌اش را بدهد (جاواوا به‌نقل از فورچون). صندوق بین‌المللی پول هوش مصنوعی را «سونامی کند» مشاغل خواند و گزارشش از آسیا از افت ۱۰ درصدی تقاضای نیروی کار در مشاغل در معرض هوش مصنوعی خبر داد (هندو بیزنس‌لاین). و سند خود آنتروپیک نشان داد سهم تازه‌کارها از استخدام فنی از ۲۷ درصد به ۹ درصد سقوط کرده است (خلاصهٔ روزانهٔ ای‌آی‌نیوز) — یعنی پیش از آن‌که ربات جای کارگر باتجربه را بگیرد، در ورودی به روی نسل بعدی بسته می‌شود. پژوهش برکلی وجه درونی‌تر ماجرا را نشان داد: فقط ده دقیقه کار با هوش مصنوعی، توان پشتکار آدم را در کارهای دشوار می‌فرساید (برکلی نیوز). بیگانگی، دیگر فقط از محصول نیست؛ از خود توان کارکردن است. در اروپا هم نظرسنجی مترجمان نشان داد ۷۷ درصدشان به هوش مصنوعی نگرش منفی دارند و ۳۷ درصد در فکر ترک حرفه‌اند (سی‌ای‌ای‌تی‌ال).

اما در برابر این موج، دو پاسخ متضاد هم در همین هجده روز دیده شد. پاسخ اول از بالا آمد: دولت چین دستورالعملی صادر کرد که نهادهای دولتی را موظف می‌کند جابه‌جایی شغلی ناشی از هوش مصنوعی را مهار کنند (رویترز) — پذیرش رسمی این‌که «بازار خودش درستش می‌کند» افسانه است، هرچند مهار از بالا، جای تصمیم از پایین را نمی‌گیرد. پاسخ دوم از پایین آمد و مهم‌ترین خبر کارگری دوره بود: در تائویوان تایوان، اتحادیهٔ مایکرون نخستین اعتصاب تاریخ صنعت نیمه‌رسانای جزیره را برگزار کرد. خواستهٔ مرکزی کارگران فقط حفظ شغل نبود؛ سهم ۱۵ درصدی از سود بود. اعتصاب بدون رسیدن به این خواسته پایان گرفت و مذاکرات به ۲۷ اکتبر افتاد (تیپ‌رنکس به‌نقل از نیکی آسیا). اما خود خواسته، نقشهٔ راه دورهٔ بعد است: کارگران تراشه — همان‌هایی که مغز این رونق را می‌سازند — از «ما را اخراج نکنید» گذشته‌اند و به «سودش مال کیست» رسیده‌اند. این، دقیق‌ترین ترجمهٔ خیابانی همان پرسشی است که این گزارش دنبال می‌کند.

منابع این بخش: رویترز، مارکت‌واچ، فست‌کامپنی، رویترز، نیکی آسیا، برکلی نیوز

سوم — جنگ و نظارت: دولت مسلح می‌شود، وجدان بیدار

در همان روزهایی که اخراج‌ها اعلام می‌شد، قراردادهای جنگی با سرعتی بیشتر امضا می‌شد. در کی‌یف، برج‌های تفنگ هدایت‌شده با هوش مصنوعی بدون ماشهٔ انسانی شلیک کردند (تک‌تایمز). پنتاگون طرح ۵۰ میلیارد دلاری‌اش را برای رساندن جنگ‌افزارهای خودکار به «میلیون‌ها» واحد پیش برد (آرمی ریکاگنیشن) و قرارداد شرکت استرایوورکس با ارتش آمریکا ده برابر شد و به ۷۰۰ میلیون دلار رسید (فورویک‌ام‌بی‌ای). سازمان ملل هشدار داد هوش مصنوعی «در مسیر کنار زدن» تصمیم انسانی در جنگ است (اخبار سازمان ملل). و پالانتیر، وقتی اروپایی‌ها از وابستگی‌شان ترسیدند، گفت برای سامانهٔ هوش مصنوعی ناتو «کلید قطع» ندارد — در حالی که تجربهٔ استارلینک در اوکراین نشان داده بود کلید، دست مالک خصوصی است و یک دستور او می‌تواند پهپادهای یک ارتش را فلج کند (رویترز). این‌جا بیگانگی به افراطی‌ترین شکلش می‌رسد: حتی دولت‌ها و ارتش‌ها هم دیگر صاحب تصمیم خودشان نیستند؛ اجاره‌نشین زیرساختی‌اند که مالکش جای دیگری نشسته است.

وجدان، اما، در همان آزمایشگاه‌ها بیدار شد: چند پژوهشگر دیپ‌مایند گوگل بر سر قراردادهای نظامی پنتاگون استعفا دادند (بی‌بی‌سی). این استعفاها خبر کوچکی نیست. کسانی که مدل‌ها را می‌سازند دارند می‌گویند محصول کارشان را نمی‌شناسند و نمی‌خواهند بشناسند — و این، همان لحظه‌ای است که تولیدکننده در برابر مالک می‌ایستد. در جبههٔ نظارت خانگی هم تصویر روشن بود: تحقیق ۴۰۴ مدیا نشان داد تبلیغ‌دهندگان چت‌جی‌پی‌تی کاربران را با ایمیل، شماره تلفن و متن پرامپت‌هایشان هدف می‌گیرند (گیزمودو) — گفت‌وگوی خصوصی آدم‌ها، مادهٔ خام بازار تبلیغات شده است.

دولت‌ها در این دوره نقش دوگانه‌ای داشتند: هم مشتری و شریک غول‌ها، هم — زیر فشار افکار عمومی — ناچار به کشیدن خط. کاخ سفید گزارش‌دهی حوادث هوش مصنوعی را اجباری و آن را «تعهد امنیت ملی» خواند؛ کمیسیون تجارت فدرال برای اوپن‌ای‌ای و آنتروپیک احضاریه‌های ۵۰ صفحه‌ای دربارهٔ عامل‌های سرکش فرستاد (پی‌ام‌ان‌تی‌اس)؛ هشت ایالت آمریکا از اوپن‌ای‌ای به اتهام فریب دربارهٔ ایمنی چت‌جی‌پی‌تی برای کودکان شکایت کردند (ای‌آی‌ویکلی). اما آنتروپیک هم‌زمان پیش‌نویس قانون ایمنی خودش را به کنگره برد (رویترز) — خودتنظیمی، این بار در لباس قانون. بریتانیا بستهٔ ۶۰۰ میلیون پوندی «امنیت هوش مصنوعی» را اعلام کرد که بخش مهمش با اعتبار مدل‌های همان شرکت‌های خصوصی کار می‌کند (آنپنیک‌تک)، و وزیرش هشدار داد نباید گذاشت غول‌های فناوری با هوش مصنوعی «هر کاری خواستند بکنند» (بری تایمز). جمله درست است؛ پرسش این است که وقتی ابزار امنیت را هم خود غول‌ها اجاره می‌دهند، آن «نباید گذاشت» با کدام قدرت عمومی اجرا می‌شود؟

منابع این بخش: آرمی ریکاگنیشن، بی‌بی‌سی، رویترز، رویترز، گیزمودو

چهارم — خیابان: نهِ بزرگ

و بعد خیابان بود — پرحضورترین بازیگر این هجده روز. در ممفیس، جایی که دیتاسنترهای ایلان ماسک نفس شهر را گرفته‌اند، مردم جلسهٔ شورای شهر را آن‌قدر به هم ریختند که رأی‌گیری دربارهٔ تعلیق ۱۸ ماههٔ ساخت دیتاسنتر عقب افتاد (کامرشال اپیل). مقام وزارت جنگ آمریکا این اعتراض‌ها را «عملیات روانی» دشمن خارجی خواند؛ مردم، اما، ماندند. دو هفته بعد، شورا در رأی‌گیری ۶ به ۶ بن‌بست خورد: تعلیق ۱۸ ماهه نیفتاد، اما تعلیق ۱۳۵ روزهٔ ساخت‌وساز گذشت — و همان روز، قاضی فدرال ممنوعیت حضور شش فعال، از جمله نمایندهٔ ایالتی جاستین پیرسون، در جلسات شورا را «نامعقول» خواند و برداشت (سی‌ان‌ان). پیروزی کامل نبود؛ اما شهری که قرار بود فقط «میزبان زیرساخت» باشد، حالا طرف مذاکره است.

همین صحنه، با لهجه‌های متفاوت، در سراسر نقشه تکرار شد. در اترشهٔ فرانسه، روستایی هزارنفری، مردم علیه دیتاسنتر ۱٫۲ گیگاواتی گوگل راهپیمایی کردند (لوموند) — همان هفته‌ای که دانش‌آموزان همان کشور برای مدارس فرسوده‌شان در خیابان بودند؛ انگار یک جامعه دارد از دو سر یک پرسش می‌پرسد: پول برای دیتاسنتر هست، برای مدرسه نیست؟ در آمریکا، فراخوان «فریز هوش مصنوعی» در ۵۰ شهر مردم را جلوی دفاتر اوپن‌ای‌ای آورد با یک جمله: «ما به بیگ‌تک رأی ندادیم» (دیلی ای‌آی بریف به‌نقل از KQED). در یوتا، مأمور پلیس معترض دیتاسنتر را به زمین کوبید و ویدئویش پخش شد (سالت‌لیک تریبون). در ویرجینیا صدها نفر در پایتخت ایالت خواستار توقف ساخت شدند و زیر همین فشار، آمازون و مایکروسافت و گوگل پیمان‌های محرمانگی با مسئولان محلی را کنار گذاشتند (وایزووتر). در نیوبرانزویک کانادا ۳۵۰ نفر جلوی پارلمان ایستادند و در نوا اسکوشیا تجمع برای آب برگزار شد.

عددها هم سرانجام به خیابان رسیدند. فایننشال تایمز از بحران تأمین مالی رونق خبر داد: ۴۷ پروژه متوقف شده و هزاران «نه» محلی (فایننشال تایمز)؛ در مجموع، از ۲۰۲۴ تاکنون حدود ۱۵۷ پروژهٔ دیتاسنتر در آمریکا متوقف یا لغو شده است. نظرسنجی سی‌ان‌بی‌سی نشان داد ۶۳ درصد رأی‌دهندگان دیتاسنتر را در نزدیکی خانه‌شان نمی‌خواهند (سی‌ان‌بی‌سی) و نظرسنجی AP-NORC گفت ۶۴ درصد آمریکایی‌ها معتقدند هوش مصنوعی «خیلی سریع» پیش می‌رود (آسوشیتدپرس). و در تگزاس، کنایهٔ زندهٔ دوره اتفاق افتاد: سامانهٔ خودکار صدور مجوز، حتی پس از دستور توقف فرماندار، به تأیید دیتاسنترها ادامه داد تا این‌که خاموشش کردند (گیک‌اسلاپ). ماشینی که برای «بله» گفتن ساخته شده، دستور «نه» را نمی‌شنود — خلاصهٔ فناورانهٔ همان مشکلی که مردم در خیابان فریادش می‌زنند.

منابع این بخش: سی‌ان‌ان، لوموند، فایننشال تایمز، سی‌ان‌بی‌سی، آسوشیتدپرس

پنجم — پرسش هجده روز: چه کسی تصمیم می‌گیرد؟

هجده روز را اگر از دور نگاه کنیم، سه صحنه است که یک نمایش را می‌سازند. صحنهٔ اول، اتاق هیئت‌مدیره است: ارزش‌گذاری ۱٫۲۵ تریلیون دلاری، چرخهٔ بدهی نیم‌تریلیونی و شرکت‌هایی که هم‌زمان فروشنده، مشتری و بانک یکدیگرند. صحنهٔ دوم، صف اخراج است: از فیکو تا بارکلیز تا امریکن اکسپرس، و بانک مرکزی همان نظام که صادقانه می‌گوید ۱۵ میلیون نفر در صف جابه‌جایی‌اند و منتظر رکود می‌مانند. صحنهٔ سوم، خیابان است: ممفیس، اترشه، تائویوان، ریچموند — و ۶۳ درصدی که می‌گویند این زیرساخت را کنار خانه‌مان نمی‌خواهیم. سه صحنه، یک پرسش: ثروتی که با داده، دانش، کار و منابع همگان ساخته می‌شود، چرا باید با تصمیم اقلیت اداره شود — و چرا قبضش را باید همگان بدهند؟

پاسخ این هجده روز، هنوز «نه» است؛ اما «نه»ای که دارد زبان پیدا می‌کند. کارگر مایکرون دیگر فقط امنیت شغلی نمی‌خواهد، سهم از سود می‌خواهد. شهروند ممفیس دیگر فقط شکایت نمی‌کند، تعلیق و حق حضور در شورا می‌گیرد. روستایی اترشه از زمین و آبش با همان زبانی دفاع می‌کند که دانش‌آموز فرانسوی از مدرسه‌اش. هر یک، به زبان خود، دارند از دفاع در برابر هزینه به مطالبهٔ سهم در تصمیم می‌رسند — و این دقیقاً همان گذار است که از تجربهٔ شخصی به آگاهی سیاسی راه می‌برد. رونق هوش مصنوعی، با شتاب خودش، دارد میلیون‌ها نفر را به یک نتیجه می‌رساند: مسئله، خود فناوری نیست؛ مسئله این است که چه کسی مالک آن است و چه کسی برایش تصمیم می‌گیرد. تا وقتی تولید اجتماعی و مالکیت خصوصی روبه‌روی هم‌اند، هر هجده روز، نسخهٔ تازه‌ای از همین سه صحنه تکرار خواهد شد — با عددهای بزرگ‌تر.