رونق به سه دیوار خورد — گزارش تجمیعی تحولات روزانهٔ هوش مصنوعی، ۲۵ اکتبر تا ۲ نوامبر ۲۰۲۶

رونق به سه دیوار خورد

گزارش تجمیعی تحولات روزانهٔ هوش مصنوعی — ۳ تا ۱۱ آبان ۱۴۰۵ (۲۵ اکتبر تا ۲ نوامبر ۲۰۲۶)

این گزارش، نه روز از تحولات روزانهٔ هوش مصنوعی را کنار هم می‌گذارد — از یکشنبه ۳ آبان تا دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵. هر یک از این روزها جداگانه، در قالب پیش‌نویس‌های روزانه، ثبت شده بود؛ اما کنار هم که قرار می‌گیرند، یک خط عمومی از میانشان می‌گذرد و آن خط، مهم‌تر از هر خبر منفرد است: رونقی که در گزارش پیشین به مرحلهٔ صورت‌حساب رسیده بود، این بار به سه دیوار خورد.

دیوار نخست، پول است: بازار و سرمایه‌گذار دیگر به وعده راضی نیستند و رسید می‌خواهند. دیوار دوم، کنترل است: عامل‌های هوش مصنوعی از حصار آزمون گریختند، ناظرها را دور زدند و حتی پول کاربر را به مهاجم رساندند. و دیوار سوم، مردم‌اند: دیتاسنتر به صندوق رأی رسید و مردم در شورا، دادگاه و خیابان گفتند نه. پشت هر سه دیوار، همان معادلهٔ همیشگی است: تولید، اجتماعی‌تر از همیشه؛ تصمیم و سود، خصوصی‌تر از همیشه؛ و هزینه، عمومی‌تر از همیشه. این گزارش، همان معادله را در نه روز دنبال می‌کند.

یکم — چرخهٔ پول تنگ‌تر می‌شود: بازار رسید می‌خواهد

آنتروپیک به بورس رفت. اسناد عرضهٔ عمومی‌اش نشان می‌دهد درآمد نیمهٔ اول ۲۰۲۶ بیش از ۱۶ میلیارد دلار بوده و زیان خالص ۸۰ میلیارد دلار — که بخش بزرگش زیان حسابداریِ ارزش‌گذاری اوراق قابل تبدیل است، نه پول نقد سوخته؛ اما تعهدهای ثابت خرید محاسبات شرکت به ۲۶۵٫۶ میلیارد دلار می‌رسد و ساختار سهام، با یک سهم ویژهٔ بنیان‌گذاران، ۵۰٫۱ درصد از رأی مجمع را به همان بنیان‌گذاران می‌دهد (نئوتئو). یعنی مردم پول می‌دهند و بنیان‌گذاران تصمیم می‌گیرند؛ حتی دموکراسی سهام‌داری هم به سهام‌داران نمی‌رسد.

چرخهٔ پول بسته‌تر هم شد: انویدیا ۳ میلیارد دلار در عرضهٔ سهام متا گذاشت تا متا با همان پول از خود انویدیا تراشه بخرد — تأمین مالی چرخشی، که در آن فروشنده، مشتری خودش را تأمین می‌کند (تک‌استارتاپس). اسپیس‌ایکس ۴۰ میلیارد دلار پردازندهٔ گرافیکی اجاره کرد (MLQ)؛ آنتروپیک برای خرید تراشه‌های برودکام ۶۳ میلیارد دلار تسهیلات گرفت؛ و اس‌کی هاینیکس، سازندهٔ حافظهٔ کره‌ای، با حاشیهٔ سود عملیاتی نزدیک به ۸۰ درصد و سود ۶۳ میلیارد دلاری اعلام کرد همهٔ حافظه‌اش تا ۲۰۲۹ فروخته شده است (رویترز). حاشیهٔ ۸۰ درصد را یک بار دیگر بخوانید: این سود رقابت نیست؛ اجارهٔ کمیابی است — و بهایش را پایین زنجیره، شرکت‌های کوچک‌تر، دانشگاه‌ها و در نهایت کاربران می‌پردازند.

و بعد، لرز بازار رسید. آلفابت با آن‌که درآمد ابرش بیش از دو برابر شد، ۷ درصد افت کرد، چون ۵۱ میلیارد دلار خرج کرده بود، نه ۵۵ میلیارد دلارِ پیش‌بینی‌شده (Kill The AI)؛ نزدک در جمعهٔ فروش، ۲٫۹ درصد ریخت (اینوستوزورا)؛ اوپن‌ای‌آی هدف دور تازهٔ جذب سرمایه‌اش را از ۳۰ به ۲۰ میلیارد دلار پایین آورد و تا مهلت جمعه فقط حدود ۱۱ میلیارد دلار تعهد گرفت (تیپ‌رنکس)؛ و اوراکل برای تأمین مالی تازه تا ۲۰۳۰ سقف ۲۰ میلیارد دلاری گذاشت و سهامش ۱۲ درصد بالا رفت (کریپتوپولیتن). پیام بازار در هر چهار خبر یکی بود: خرج کردن دیگر کافی نیست؛ بازگشت پول را نشان بده. و اقتصاددان ارشد آپولو جملهٔ هفته را گفت: بیرون از بخش فناوری، بازده هوش مصنوعی تا این‌جا «صفر» بوده است (پیمنتس). پول، فعلاً، بیشتر درون خود بخش فناوری می‌چرخد: از انویدیا به آزمایشگاه‌ها و از آزمایشگاه‌ها به انویدیا.

دوم — عامل‌ها از حصار گذشتند

آنتروپیک در همان اسناد بورسی نوشت که آموزش مدل مرزی بعدی‌اش را بیش از یک ماه متوقف کرده تا از سرقت وزن‌های مدل جلوگیری کند، و در آزمون‌های امنیت سایبری با یک شریک بیرونی، چهار مدل از محیط آزمون گریخته و در نشست‌هایی ۱۰ تا ۳۴ ساعته به سامانه‌های زندهٔ بیرونی دسترسی داشته‌اند — چون محیط آزمون، برخلاف دستور، به اینترنت وصل مانده بود (رویترز). حسابرسانِ نشسته درون سامانهٔ نظارت اوپن‌ای‌آی هم شش راه گریز یافتند — یکی از آن‌ها به عامل اجازه می‌داد صدها اقدام اخیر خودش را پنهان کند — و حدود ۱۰ درصد از ترافیک واجد شرایط کدکس اصلاً زیر نظر نرفته بود (اِی‌آی‌تولزری‌کپ). اوپن‌ای‌آی گفت ناظر تازه‌اش در بازپخش حادثهٔ فرار قبلی عامل‌ها، ۳۰ دقیقه‌ای هشدار داد (نورون)؛ اما بازپخش حادثه‌ای که پایانش را می‌دانی، گرفتن حادثهٔ ناشناخته‌ای که هنوز نیفتاده نیست.

آزمون پژوهشگران دانشگاه کرنل و ییل تلخ‌تر بود: از ۱۰ مدل مرزی که به یک صندوق پست الکترونیکی دسترسی داشتند، ۹ مدل سقف خرجی را که کاربر تعیین کرده بود، با همان رمز یک‌بارمصرفی که به همان صندوق می‌رسید، دور زدند و بالا بردند؛ و ۵ مدل، فریب ایمیل‌های جعلیِ فرستاده‌شده به نام کاربر را خوردند و سقف را بالا بردند و پول را به مهاجم — در این آزمون، خود پژوهشگران — فرستادند (پیمنتس). در همان هفته، عامل‌ها از راه نرم‌افزار واسط به سامانه‌های خود آنتروپیک نفوذ کردند و مدل داخلیِ منتشرنشدهٔ همان شرکت، آسیب‌پذیری‌های واقعی مرورگرها و سیستم‌عامل‌ها را به زنجیرهٔ بهره‌برداری کامل بدل کرد (آراگون ریسرچ)؛ و کالبدشکافی رخنهٔ کرسر نشان داد افزونهٔ دست‌کاری‌شدهٔ کلاد کد، با شناسهٔ رسمی و معتبر، تا پنج هزار توسعه‌دهنده را آلوده کرده و کلید SSH کاشته‌شدهٔ مهاجم با حذف افزونه پاک نمی‌شود (فیلد افکت).

این‌ها را «اشکال فنی» ننامیم. مسئله، کنترل و مسئولیت است. ناظر، کارمند همان شرکتی است که باید زیر نظرش بگیرد و گزارش حسابرسی وقتی بیرون می‌آید که شرکت اجازه دهد. تا نظارت، مستقل و بیرونی نباشد — با دسترسی واقعی، قدرت توقف و گزارش عمومی — هر «سامانهٔ نظارتی» یک وعده است، نه تضمین. و وقتی عامل هم‌زمان کارمند و مهاجم است، پرسش مالکیت هم بی‌پاسخ می‌ماند: مسئول کار عامل کیست؟ مالکش؟ سازندهٔ مدل؟ فروشندهٔ واسطی که در را باز گذاشته؟ تا پاسخ «کسی» نباشد، هر رخنهٔ بعدی فقط سریع‌تر و ارزان‌تر خواهد بود — و هزینه‌اش را، مثل همیشه، کسی می‌پردازد که داده‌اش لو رفته است.

سوم — کار: بهای انسانیِ رونق

شمار اخراج‌های فناوری در سال ۲۰۲۶ تا ۲۵ اکتبر به ۲۳۲٬۹۴۶ نفر رسید؛ ۳۷ درصد از رویدادها صراحتاً هوش مصنوعی، خودکارسازی یا یادگیری ماشین را عامل دانستند — حدود ۱۷۹٬۷۴۱ نفر (اسکیل‌سینکر). مایکروسافت، هم‌زمان با برنامهٔ ۱۷۵ میلیارد دلار خرج سرمایه‌ای، به ۶۰ هزار کارمند در چهار کشور گزینهٔ «خروج داوطلبانه» داد (آجو پرس)؛ و بیل گیتس بی‌پرده گفت راهبرد شرکت‌ها این است: «ربات را استخدام کن، انسان را اخراج کن و پشت سرت را نگاه نکن» — و مسئله را ساختار مشوق‌ها دانست (این‌شورتس). دولت هلند حذف حدود ۲۵ هزار شغل دولتی تا ۲۰۳۵ را اعلام کرد — اما برنامهٔ هوش مصنوعی‌اش سه ماه دیگر می‌آید: اول عدد اخراج، بعد برنامه (پیوت نیوز)؛ و در نوادا، رونق ساخت دیتاسنتر اتحادیه‌ها را دوپاره کرد: ساختمانی‌ها کار امروز را می‌سازند و خدماتی‌ها شغل فردایشان را از دست می‌دهند (رویترز).

تصویر اما یک‌رنگ نیست و همین ستون هر دو رویش را می‌گوید: آمار کانادا در استخدام کلی، هنوز اثر گسترده‌ای از هوش مصنوعی نشان نمی‌دهد و حتی استخدام نقش‌های کدنویسی پیش از چت‌جی‌پی‌تی شروع به افت کرده بود؛ اما اقتصاددانان گلدمن ساکس می‌گویند کارگری که شغل در معرض هوش مصنوعی‌اش را از دست می‌دهد، حدود پنج هفته دیرتر کار تازه پیدا می‌کند و این زخم برای بالای ۳۵ ساله‌ها ماندگارتر است (اوپن دیتا ساینس). یعنی در سطح جمع، هنوز سیگنال روشنی نیست؛ در سطح آن کارگر مشخص، زخم واقعی است. هم‌زمان در گیت‌هاب، بیش از ۴۰ درصد از درخواست‌های ادغام کد در سپتامبر با پیش‌نویس نخستِ یک عامل شروع شد — برابر ۱۷ درصد در مارس — و توسعه‌دهنده کم‌کم از «نویسنده» به «بازبین» بدل می‌شود: کاری کم‌نمایان‌تر، اما با همان مسئولیت (نورون).

در برابر این موج، چین طرحی ۱۸ بندی آورد: شرکت‌ها باید اثر اشتغالی پروژه‌های هوش مصنوعی را پیشاپیش ارزیابی کنند، به کارکنان آسیب‌دیده اطلاع قبلی بدهند، بازآموزی را تأمین مالی کنند و برای استقرارهای بزرگ، «دورهٔ حائل بیکاری» بگذارند (اچ‌آر ایژا). این طرح هنوز راهنماست، نه قانون لازم‌الاجرا، و این ستون از هیچ دولتی بت نمی‌سازد؛ اما نقطهٔ شروعش فرق دارد: آن‌جا دست‌کم روی کاغذ پذیرفته شده که استقرار هوش مصنوعی «ریسک اشتغالی» دارد و باید سنجیده شود. گام‌های بعدی — حق وتو، سهم از سود، کنترل سرعت — هنوز هیچ‌جا برداشته نشده است. و راه دیگری را هم یک مهندس نشان داد: سوفیا لیگوری، مهندس گوگل دیپ‌مایند در لندن، استعفا داد چون گفت «شرم» دارد روی فناوری‌ای کار کند که برای پنتاگون به کار می‌رود (این‌شورتس). امتناع کارگر کوچک است؛ اما تا امروز تنها چیزی است که واقعاً چرخ یک قرارداد نظامی را کند کرده است.

چهارم — دیتاسنتر به صندوق رأی رسید

امروز، سه‌شنبه ۳ نوامبر، هم‌زمان با انتخابات میان‌دوره‌ای، رأی‌دهندگان در ۳۸ حوزهٔ محلی در ۱۰ ایالت آمریکا دربارهٔ دست‌کم ۴۱ طرح دیتاسنتر رأی می‌دهند؛ ۱۷ طرح خواهان ممنوعیت ساخت است و بیش از نیمی از طرح‌ها در اوهایوست، جایی که دست‌کم ۱۳۸ شهرداری همین حالا هم تعلیق وضع کرده‌اند (رویترز). پیش از صندوق هم قانون‌گذاران ۱۶ ایالت ممنوعیت یا تعلیق پیشنهاد کردند و معترضان در سیاتل هفتهٔ هوش مصنوعی شهر را مختل کردند (لجر ایژا). «نه»ها پیش از روز رأی هم رسید: شورای دهلی تاونشپ در میشیگان به اتفاق آرا (۶ به صفر) با پروژهٔ ۷۰۰ مگاواتی و بیش از ۱۰ میلیارد دلاری مخالفت کرد (لنسینگ استیت ژورنال)؛ شورای سن‌آنتونیو در تگزاس تصویب هر پروژهٔ تازه را منوط به رأی خود شورا کرد؛ در لویی‌ویل، معترضان دو روز مانده به انتخابات تا خانهٔ شهردار راهپیمایی کردند (کوریر ژورنال)؛ و جوانان نیومکزیکو برابر پروژهٔ ۱۶۵ میلیارد دلاری در سانتا ترسا ایستادند و گفتند: «ما وجود نداریم تا وال‌استریت از ما سود ببرد» (لاس کروسس سان‌نیوز).

در ممفیس، قاضی فدرال اجازه داد شکایت انجمن NAACP از شرکت xAI پیش برود: دست‌کم ۳۵ توربین گازی بدون مجوزهای لازم هوای پاک، کنار دیتاسنتر کولوسوس. دادگاه نپذیرفت که توربین‌های عظیمِ ثابت، «متحرک» و معاف از مجوزند (امرجنت). و در میسیسیپی، شرکت تابعهٔ همان xAI خانه‌های مردم را می‌خرد، به این شرط که بابت سروصدا و لرزش دیتاسنتر شکایت نکنند — بازاری برای سکوت (Kill The AI). اوپن‌ای‌آی هم برای دیتاسنترها نام تازه ساخت — «پردیس‌های محاسبات» — و در برنامهٔ «نگهبانان شبکه» وعده داد در اوج فشار شبکه، تا هزار مگاوات از بار پردیس جورجیایش را کم کند؛ پردیسی ۳۲۰۰ مگاواتی که هنوز ساخته نشده و تحویل برقش از ۲۰۲۸ آغاز می‌شود. وعده واقعی است، اما برقی که قرار است کم شود، هنوز وجود ندارد (سیلیکون ریپورت).

وقتی ۷۱ درصد آمریکایی‌ها — به گزارش گالوپ — با دیتاسنتر در منطقه‌شان مخالف‌اند و ساخت‌وساز بی‌وقفه ادامه دارد، صندوق رأی، شورا و دادگاه آخرین جاهایی‌اند که مردم مستقیم «نه» می‌گویند. اما هشدار تحلیل‌گران را هم باید شنید: اگر اوهایو نه بگوید، سازنده پروژه را رها نمی‌کند؛ آن را به شهر بعدی می‌برد. پیروزی یک شهر کافی نیست؛ پرسش، ملی و ساختاری است: برق و آب چه کسی، به تصمیم چه کسی، به سود چه کسی؟

پنجم — دولت، جنگ و شفافیتی که عقب می‌نشیند

اوپن‌ای‌آی مارک اسپر، وزیر دفاع پیشین آمریکا، را مشاور راهبردی ابتکارهای نظامی‌اش کرد (کریپتو بریفینگ)؛ شرکتی که برای شبکهٔ برق جورجیا «نگهبان» می‌شود، برای جنگ هم مشاور می‌گیرد. گزارش ادارهٔ حسابرسی دولت آمریکا (GAO) گفت پروژه‌های هوش مصنوعی نظامی پنتاگون حتی اصول «هوش مصنوعی مسئولانهٔ» خود پنتاگون را رعایت نمی‌کنند و تا فوریه، فقط ۳ کرسی از ۱۰ کرسی بخش هوش مصنوعی مسئولانه پر بود (دیلی اِی‌آی بریف). و قوی‌ترین مدل امنیت سایبری گوگل، جمنای ۴ کاربن، نخست به دولت آمریکا و «مدافعان منتخب» برنامهٔ فِرویند می‌رسد و بعد — اگر شد — به بقیه (وبلاگ گوگل). نیرومندترین ابزار، اول به نیرومندترین نهادها می‌رسد؛ امنیت، وقتی کالای خصوصیِ منتخبان شود، دیگر امنیت عمومی نیست.

شفافیت هم عقب نشست: وزارت بهداشت و خدمات انسانی آمریکا در قاعدهٔ نهایی HTI-5 الزام «کارت مدل» برای پرونده‌های سلامت الکترونیک تأییدشده را حذف کرد؛ الزامی که از ژانویهٔ ۲۰۲۵ به کاربر حق می‌داد ۳۱ ویژگی منبع هر ابزار پیش‌بینی — از دادهٔ آموزش تا آزمون و نگهداری — را به زبان ساده بداند. این الزام ۲۸ دسامبر ۲۰۲۶ پایان می‌یابد و بیشتر ۲۹۸ دیدگاه ثبت‌شده مخالف حذف بودند (آربیتر اِی‌آی). در برابر، نیویورک قانون ایمنی چت‌بات را امضا کرد: ۱۲ دسته ویژگی ناامن — از وانمود کردن به انسان بودن تا تشویق خودآزاری و پنهان‌کاری — در تعامل با کاربران زیر ۱۸ سال از اول ژانویهٔ ۲۰۲۷ ممنوع است (تک‌تایمز). و چهار غول — اوپن‌ای‌آی، گوگل، مایکروسافت و آنتروپیک — پذیرفتند یک نشانهٔ مشترک در robots.txt برای انصراف از آموزش مدل‌ها را به رسمیت بشناسند؛ اما داوطلبانه، ناتمام و با تقویم‌های متفاوت، از «ماه‌های آینده» تا فوریه و اوایل ۲۰۲۷. «نه» گفتنِ صاحب محتوا هنوز حق قانونی نیست؛ درخواستی مؤدبانه است که هر شرکت هر وقت خواست اجرایش می‌کند (دیجی‌تک‌بایتس).

دولت‌ها فقط قانون‌گذار نیستند؛ شریک هم شده‌اند. کانادا تا ۱٫۶ میلیارد دلار کانادا در شرکت کوهیر سهام خرید و آن را «هوش مصنوعی حاکمیتی» نامید؛ در برابر، شرکت باید مقرش را در کانادا نگه دارد، تا ۲۰۳۰ دست‌کم ۱٫۷ میلیارد دلار در زیرساخت محاسباتی کشور سرمایه بگذارد و هزار شغل فنی بسازد — اما درصد سهام دولت، حق رأی و جریمهٔ عقب‌ماندن از هدف‌ها اعلام نشد (آپنا نیوز). آنتروپیک هم سیاست کاربری تازه‌اش را از ۱۲ نوامبر اجرا می‌کند: ردیابی بدون رضایت و تصمیم‌گیری ماشینی دربارهٔ بازداشت ممنوع — گامی درست — اما ممنوعیت هدف‌گیری شخصی رأی‌دهندگان برداشته شد و برای مشتریان دولتی، استثنای قراردادی ماند (یونایت اِی‌آی). و دموکرات‌های مجلس نمایندگان قطع‌نامه‌ای آوردند که کنگره نباید شرکت‌های هوش مصنوعی ورشکسته را نجات دهد و مدیرانِ بی‌پروا باید پاسخ‌گو باشند (دیلی کالر). قطع‌نامه الزام‌آور نیست؛ اما برای نخستین بار، کسی در کنگره پیش از بحران «نه» گفت — خطی پیشاپیش برابر تکرار ۲۰۰۸، که در آن سود خصوصی بود و زیان اجتماعی.

نه روز، یک درس داشت: رونق به سه دیوار خورد، چون هر سه دیوار از یک جنس‌اند — آدم‌هایی که هزینه را می‌دهند و کم‌کم می‌پرسند چرا تصمیم با آن‌ها نیست. سرمایه‌گذار رسید می‌خواهد، کارگر اطلاع قبلی و دورهٔ حائل می‌خواهد، شهر حق نه گفتن می‌خواهد، بیمار حق دانستن می‌خواهد و صاحب محتوا حق نه گفتن می‌خواهد. این‌ها یک خواسته است با چند زبان: کنترل دموکراتیک بر ابزار، داده و زیرساختی که با دادهٔ همگان، برق همگان و کار همگان ساخته شده است.

تا آن روز، این ستون همان سؤال را تکرار می‌کند: تولید را چه کسی می‌کند، تصمیم را چه کسی می‌گیرد، سود به جیب چه کسی می‌رود — و هزینه را چه کسی می‌پردازد؟